لینک های دسترسی

نيلسن منديلا شخصيتي که درک زندگاني و تعقيب راه و روش او براي نايل ساختن ملت ستم ديده اش به يک زندگاني با حيثيت و کرامت بشري و بدور از تبيعض نژادي زبان زد تعداد کثير مردم جهان شد.


نيلسن منديلا شخصيتي که درک زندگاني و تعقيب راه وروش او براي نايل ساختن ملت ستم ديده اش به يک زندگاني باحيثيت و کرامت بشري و بدور از تبيعض نژادي زبان زد تعداد کثير مردم جهان شد.

او در زندگي نامه خود که راه طويل نام دارد خواننده را متوجه ميسازد چگونه اين انسان بزرگ با سعي پر ايثار خود براي بهبودي وضع ديگران و گذشت از مفاد شخصي، واقعاً حق داشت مردعظيم تاريخ شود.

اين حقوق دان سياه پوست که فرزند يک رهبر قومي در ترانسکايت افريقاي جنوبي بود اساساً از همان هنگاميکه ديپلوم تحصيلي اش رادر رشته حقوق کسب نمود، مي توانست مانند بسي کسان از آغاز راه زندگاني پر نعمت و تنعم را براي خود در پيش گيرد، اما برخلاف تصميم گرفت راه نجات و فلاح هزار ها در هزار هموطن بومي اش را درقبال نظام اپارتايد و تبعيض فاحش نژادي جستجو کند که آنها را در خاک خود شان در زنجير اسارت و مادوني بسته بود.

منديلا هنگاميکه در محاکمه خود به الزام خيانت بزرگ در اوايل ۱۹۶۰ با داشتن موقف رهبري حزب کانگرس ملي افريقاي سياه پوست بمقابل اپارتايد استاده بود بيانيه غرا و فصيحي را ايراد نمود که گوش هاي هم وطنان سياه پوست اش را داغ ساخت.

نيلسن منديلا در آن هنگام گفت : «يک جامعه ديموکراتيک و آزاد ، آرمان وهدفي است که براي آن اميدوارم زنده بمانم وآنرا تحصيل کنم ، و اما اگر اين چنان يک آرزومندي و آرمان ايجاب بکند حاضرم براي آن بميرم.»

منديلا بيست و هفت سال عمر جوانش را در زندان مخوفي در جزيره روبن درجنوب کيپ تاون افريقاي جنوبي بااجراي کار هاي شاقه و شکستن سنگ و غيره سپري نمود اما پيوسته در زندان مطالعه ميکرد و بر غناي معي و استقامت جسماني خود مي افزود و همواره سعي مينمود مشکل را هيچ گيرد و زنده بماند و مبارزه اش را در تحبيس با وارد نمودن فشار ممتد بر وجدان جهانيان و وادارساختن رهبران سفيد پوست کشور اش براي امحاي اپارتايد ادامه بدهد.

منديلا سر انجام منحيث يکي از قديمترين زنداني جهان در ۱۹۹۰ توسط حکومت سفيد «اف دربليو دو کلرک» از زندان رها شد در حاليکه توانائي روحي و مغزي خودرا کاملا نگهشته بود.

چهار سال بعد برياست جمهوري کشور عاري از اپارتايد و تفوق نژادي کشور اش افريقاي جنوبي رسيد.

موضوع جالب در حيات اين ابر مردآن است که بعد از رهائي از حبس سعي کرد بر پايه تساوي با همه رفتار نمايد و در حق مردمان مردمان بي گناه ظلم روا ندارد.

او در ۱۹۹۳ توام با «دو کلرک» مستحق جايزه صلح نويل شناخته شد و اما در پايان دوره پيش بيني شده در قانون اساسي مرتبه کشور اش که در تدوين آن نقش زياد داشت از عهده خود منحيث رئيس جمهور دوري جست و راه رهبري را براي ديگران باز گذاشت.

XS
SM
MD
LG