لینک های دسترسی

"اشتباه و خطا هاي مدهش" در افغانستان


روزنامۀ اکانوميست مقاله اش را با جملۀ خطاهاي مدهش در افغانستان چنين آغاز مينمايد.

عساکر بسيار کم و بمباردمانهاي بيشتر هوايي به کمپاين نظامي برهبري ايالات متحده صدمه ميرساند.

اين شايد بي احتياطي يا بخت بد باشد اما در هردو صورت کشته شدن تعداد زياد افراد ملکي توسط قواي غربي، خطر مثابۀ بمهاي انتحاري را بوجود آورده است.

جنگ با شورشيان و اعمار يک دولت از خرابه ها در افغانستان هيچ وقت کار آساني پنداشته نشده است. بخصوص که اين کار بدوش قواي ائتلافي مي افتد که از ۳۷ کشور جهان بشمول قواي امريکائي جنگ ديده و قواي جرمني دور از جنگ ، تشکيل يافته است.

اما قواي ائتلاف با بوجود آوردن دو قواي جداگانه که هردوي آن تحت تأثير و رهبري جنرالهاي امريکائيست، خود را به مشکلات مواجه ساخته اند.

يکي آن، قواي بين المللي تعاون امنيتي يا آيسف برهبري ناتو و دومي قواي خاص مشترک ۸۲ يا قواي او اي اف است که مرکب از قواي خاص و نخبه پيادۀ ايالات متحده است که وظيفۀ آن دستگيري رهبران طالبان و القاعده ميباشد.

تفاوت اين دو قوا آنقدر واضح نيست. اين دو قوا بايستي باهم همکاري نموده در بعضي موارد کار يکي را ديگري انجام دهد و بعضاً صاحب منصبان در هردو قوا کار مينمايند.

اين هردو قوا باعث کشته شدن افراد ملکي شده اند، اما قواي دومي در کشتارهائيکه سبب کشيده گي ها گرديده است بيشتر دخيل بوده است که ميتوان حادثۀ بمبارمان و کشته شدن هفت طفل بروز هفدهم جون در ولايت پکتيکا را ياد آور شد.

ماه گذشته در اثر همکاري اين دو قوا ملا داد الله يکي از قوماندانان ارشد طالبان کشته شد. اما قوماندانان قواي آيسف شکايت نموده اند که بعضاً قواي او اي اف به ساحۀ کاري آنها داخل شده و به فعاليتهاي آنها خلل وارد مينمايد.

اين مهم نيست که کدام طرف حق بجانب است اما در صورت ارتکاب اشتباه همه جوانب ذيدخل، صدمه ميبينند.

حکومت حامد کرزي از همه بيشتر آسيب پذير است. بعد از وقوع بعضي حوادث، تظاهرات ضد کشورهاي غربي در چندين شهر افغانستان بوقوع پيوست.

خود حامد کرزي که از طرف قواي غربي محافظت ميگردد در ماه مي شکايت نمود که کشتار اشخاص ملکي و تلاشي منازل به درجۀ غير قابل قبول رسيده است.

با وجود معذرت خواهيهاي مکرر از جانب قواي غربي، اين اشتباهات هنوز هم دوام دارد. روزنامه در اخير تحليل نموده مينويسد مشکلات تنها در ساختمان قوماندۀ قوا نيست بلکه مسايل اعمار يک کشور و مبارزه عليه قوه هاي خصم جريان خيلي پيچيده و بغرنجيست.

برعلاوۀ اين مشکلات قواي افغاني و غربي در افغانستان به تعداد کافي نيست و همچنان آنکشور، قواي خيلي کمتر نظامي و پوليس، نظر بعراق را دارا ميباشد.

قومدانان غربي ازينکه قواي کافي در دسترس ندارند مجبوراً به قواي هوائي اتکا مينمايند که اين خود مردمان ملکي را در معرض خطر قرار ميدهد.

لذا کاستن تلفات مردم ملکي مستلزم فرستادن قواي بيشتر به ميدانهاي محاربه ميباشد.

روزنامۀ تايمز به مشکل عمدۀ ديگر افغانستان،يعني مواد مخدره توجه خودرا معطوف نموده مينويسد.

باري داد يک عضو پوليس که در کجکي ايفاي وظيفه مينمود يکي از پنج تن از پوليس اين منطقه است که به هيروئين معتاد است.

او دو سال قبل به هيروئين معتاد شده و منطقۀ که او در آن موظف بود تحت محاصرۀ طالبان قرار گرفت. بعداً تمام راههاي مواصلاتي و ازجمله هيروئين بمنطقه مسدود گرديد و باري داد معتاد روز بروز مريض تر گرديده بالآخره بکمک هيلوکوپتر قواي ناتو به لشکرگاه انتقال داده شد.

او بمرکز تداوي معتادين بنام ودان در لشکرگاه داخل بستر گرديد. اين مرکز ۲۰ بستر، که در ماه مي سال گذشته با کمک مالي کشور برتانيه شروع بکار نموده است تحت پروگرام يک ماهه که شامل پروگرامهاي فزيکي، روحي و تعليمات ديني ميباشد. يگانه مرکز صحي ميباشد که به معتادين هيروئين کمک مينمايد.

کشت کوکنار و ترياک در گذشته نيز جزء زندگي مردم افغانستان در بعضي مناطق بوده است اما از سقوط رژيم طالبان در سال ۲۰۰۱ به اينطرف عواملي بوجود آمد که معتادين هيروئين در بين مردم افغانستان بيشتر گرديده است. يکي ازين عوامل بازگشت مليونها افغان از کمپهاي مهاجرين در ايران و پاکستان بود که هردو کشور تعداد زياد معتادي هيروئين دارند.

عامل ديگر انتقال لابراتوار هاي هيروئين از کشورهاي همسايه بداخل افغانستان است که يافتن هيروئين را آسانتر ميسازد.

در حال حاضر علايمي موجود است که افغانستان نيز در راهي که ايران روان بود داخل شده است. قرار احصائيۀ ۲۰۰۵ سازمان ملل سه عشاريه هشت قيصد مردم افغانستان معتاد به مواد مخدره اند که به اين حساب بيشتر از دو صد هزار افغان معتاد مواد مخدره اند.

XS
SM
MD
LG