لینک های دسترسی

"مردم شاه سابق را منحيث نمادي از يک زمان توام با صلح بياد خواهند داشت."


شاه سابق افغانستان که به تاريخ ۲۶ ميزان سال ۱۲۹۳ چشم به جهان گشود ، مدت ۴۰ سال در کشور اش زمام امور را بدست داشت.

شاه سابق در سال ۱۹۷۳ ميلادي در يک کودتاي سفيد از مقام سلطنت خلع شد. محمد شاه بعد از يک تبعيد طولاني در سال ۲۰۰۲ به کشور اش بر گشت تا ملت جنگ ديده اش را در تشکيل يک حکومت ديموکراتيک کمک کند.

بنجمن سند خبرنگارصداي امريکا در اسلام آباد گذارش ميدهد که شاه سابق افغانستان را مردم مشتاقانه منحيث نمادي از يک زمان ساده تر بيشتر موفق و توام با صلح بياد خواهند سپرد.

براي ميليون ها افغان محمد ظاهر تقريباً يک دور و زمان بيشتر از رمز را ميساخت. عهد و دوره اي فقط تا قبل از موقعي که اتحاد شوري در ۱۹۷۹ به افغانستان حمله برد و افغانستان را در مسيري بيشتر ازسه دهه جنگ و خشونت قرارداد.

عبدالخالق فضل استاد سابق پوهنتون کابل ميگويد شاه سابق افغانستان قادر بود به همه اقشار و جناح ها افغاني رسيدگي کند.

او ميگويد که شاه سابق يک سمبول و نماد وحدت درجامعه افغاني بود. او نماد بهم نزديک ساختن جناح هاي مختلف سياسي ، مذاهب مختلف و هرکس صرفنظر از تعلق ديني و ذهبي لساني و يا قومي و قبايلي إنها بود و آنها همواره به اعليحضرت شان احترام ميگذاشتند.

ظاهر شاه در سال ۱۲۹۳ هجري شمسي در کابل تولد يافته بود. در آن زمان بسياري از سرحدات افغانستان هنوز توسط دو امپراطوري بزرگ جهان تعين و ترسيم مي شد. برتانوي ها در جنوب و روسها در شمال.

افغانستان يک کشور متشنج بيشتر ، قبايلي و وسيعاً غير انکشاف يافته بود. شاه سابق در سال ۱۳۱۲ بدنبال به قتل رسيدن پدرش بخاطر عصري سازي کشور بشمول فراهم ساختن آزادي بشتر براي زنان شاه افغانستان شد.

او که حين جلوس به تخت سلطنت صرف ۱۹ ساله بود بيشتر وقت اش را در خارج سپري نموده در فرانسه تحصيل و به کشور هاي اروپائي مسافرت کرده بود. در سالهاي اول سلطنت اش منحيث شاه تحت نفوذ کاکا هاي خود قرار گرفت.

اما در اواسط دهه ۶۰ ميلادي محمد ظاهر شاه در بکار برد قدرت ، دست بيشتر باز يافت و رهبري ريفورم و اصلاحات اجتماعي را بدست گرفت.

پروفيسور فضل ميگويد مهمتر از آن ، سعي شاه سابق براي بدور نگهداشتن افغانستان از جنگ سرد بين ايالات متحده و اتحاد شوري بود. او ميگويد که افغانستان در آن هنگام در يک مرحله دشوار هستي خود در بين دو ابر قدرت قرار داشت و اعليحضرت شان در زمينه بسيار موفق بوده و توانستند افغانستان را يک کشور مستقل و غير منسلک نگهدارند.

کمک هاي خارجي ، در حاليکه واشنگتن و ماسکو هر دو مشتاق بودند کسب نفوذ کنند ، به افغانسنان سرازير شد.

در سال ۱۹۶۴ شاه سابق از تسويد قانون اساسي جديد براي افغانستان سرپرستي نمود که به تغيير شکل جامعه افغاني کمک کرد. براي نختسين بار افغانسنان داراي يک پارلمان مستقل، انتخابات آزاد و يک مطبوعات آزاد شد.

شاه سابق همچنان رهبري ارتقاي حقوق زنان بشمول اعطاي حق راي به ايشانرا ، بدوش گرفت.

اما قسمت بعدي دوره سلطنت اش از جناح طلبي و درگيري داخلي سياسي خدشه برداشت. اقتصاد افغانستان در خلال يک خشک سالي صدمه ديد و قبايل پشتون در امتداد سرحد خواستار استتقلال بيشتر شدند.

در ۱۹۷۳ پسر کاکاي شاه سابق ، محمدداود ، قدرت را در فرصتي که شاه سابق در خارج کشور بود ، بدست گرفت و او را به در پيش گيري جلاي وطن براي زياده از سه دهه مجبور ساخت.

شاه سابق قسمت زياد ايام انزوا و گوشه گيري خود را در يک ويلاي خورد در مرکز ايتاليه سپري کرد.

کودتا عليه شاه سابق ده ها سال بي ثباتي و تخريب را در پي داشت. اتحاد شوروي در سال ۱۹۷۹ به افغانستان حمله کرد. حکومت کمونستي در افغانستان بدنبال خروج قواي اتحاد شوري از افغانسنان در سال ۱۹۹۲ سقوط کرد که به سالها جنگ داخلي خونين در افغانستان منتهي شد.

در ۱۹۹۶ طالبان به قدرت رسيدند. تندروان مسلمان ظاهراً صلح را در افغانستنان تامين کردند اما در عين حال يک شکل خشن از شريعت اسلامي را پياده کردند.

رهبران طالبان به سازمان دهشت افگن القاعده اجازه دادند مراکز قدرت شانرا در افغانستان تشکيل دهند. در تمامي آن دوره شاه سابق يک چهره دور از صحنه باقيماند و به ندرت بر سياست افغانستان تبصره کرد و بيشتر اوقات اش را صرف مطالعه و تحرير خاطرات و يا رسامي کرد.

صحنه براي برگشت شاه سابق به افغانسنان در ۲۰۰۱ ميلادي مهيا شد، چه بعد از آنکه القاعده در يازده سپتامبر ۲۰۰۱ بر ايالات متحده حمله کرد ، يک تهاجم نظامي برهبري ايالات متحده طالبانرا از قدرت راند.

در سال ۲۰۰۲ شاه سابق به عمر ۸۷ سالگي به افغانستان برگشت تا به گشودن لويه جرگه يا جرگه قبايلي تعاملي افغانستان جهت انتخاب يک شکل تازه حکومت کمک کند.

شاه سابق حين مواصلت به کابل به صداي امريکا گفت چنين احساس مي کند که هيچگاه بدور از کشور اش نبوده است او گفت، «من مردم افغانستان را ، تا جائيکه به تمايل و احساس آنها در برابر من تعلق مي گيرد تقريباً تغيير تغيير نيافته يافتم.»

چندين جناح بخصوص در داخل گروه نژادي پشتون خود اش خواستار اعاده سلطنت در افغانستان شدند ، اما يک شکل ديموکراتيک حکومت برگزيده شد و حامد کرزي به رهبري آن تعين شد.

براي شاه سابق در قانون اساسي جديد عنوان نمادي پدر يا «باباي ملت» داده شد. او در قصرسلطنتي قديمي خود در کابل اقامت گزيد و وسيعاً ظيفه نقش مشاور را به حکومت جديد بدوش گرفت.

شاه سابق گفت مهمترين چيز براي همه افغانها آن است تا با همديگر همکاري کنند و کشور جنگ زده خود شانرا دوباره اعمار کنند.

او گفت، «مهمترين وظيفه افغانها آن است تا عناصر مختلف جامعه افغاني را از جهات نژادي مذهبي و غيره ، طوريکه در گذشته نشان داده بودند ، تشويق کنند با همديگر همکاري کنند و همه مساعي شان بايد تنها متوجه و متمرکز بريک چيز و آن اعمار مجدد وطن تخريب شده آنها باشد.»

مرگ محمد ظاهر، شاه سابق افغانستان در ميان نگراني هاي تازه براي آينده آن کشور دست ميدهد.

سال ۲۰۰۶ مهلکترين سال در افغانستان از هنگامي بود که طالبان از قدرت خلع شدند و اين در حاليکه شورش و قيام اسلاميست ها در سال جاري تخفبف نيافته است.

ظاهر شاه افغانستان را بيشتر بشکلي که در سال ۱۹۷۳ داشت و در چنگال بي بند و باري جناحي و عدم اطمينان از آينده بود ترک ميدهد.

XS
SM
MD
LG