لینک های دسترسی

"پیدایش حکومت جدید فاقد قانون در پارچه از خاک افغانستان و پاکستان"


روزنامۀ گاردين منتشرۀ بريتاينا جلب ميداريم که عنوان داده است: در يک پارچه خاک که يک قسمت از سرزمين هاي افغانستان و پاکستان را احتوا ميکند دولت جديد و فاقد قانون و مقررات در حال پيدايش است و اين در حاليست که جنگ سالاران براي تامين کنترول آن تقلا دارند و تندروان اسلامي بدان سو سرازير گرديده اند.

روزنامۀ گاردين بعد براي بکرسي نشاندن اين ادعاي خود چشم ديد و برداشت (جيسون برک) همکار قلمي خود را از آن ساحه بيان داشته که به اختصاري از آن اکتفا ميکنيم.

(جيسون برک) بم گذاري هاي اخير مغازه هاي ويديو و کست در سرحدات شمال غرب پاکستان را بيان نموده و از قول رئيس پوليس شهر پشاور که در ۴۰ مايلي سرحد با افغانستان قرار دارد مينوسد که واضح است چي کساني مسئول اين حملات اند.

آنان خود را طالبان پاکستاني ميخوانند. آقاي مروات، رئيس پوليس پشاور بروزنامۀ گاردين ميگويد که اين طالبان و يا گروه هاي مشابه به آنان چندين ماه است که مغازه هاي سي دي و ويديو را تهديد نموده اند که تجارت خود را ببندند، زيرا کار شان خلاف اسلام ميباشد.

وي ميگويد زندگي ما فعلاً در اين شرايط است و چارۀ جز ادامۀ آن نداريم. روزنامۀ گاردين مينويسد که اعمال طالبان پاکستاني از اين هم فراتر رفته است.

روزنامه ميگويد ۵۰ مايل دور تر از پشاور در هفتۀ که گذشت، جنگ آتشيني بين تندروان بين المللي و نيرو هاي نظامي پاکستاني صورت گرفت. تندروان در مناطق قبايلي سنگر گرفته بودند و نظاميان از هر نوع آلات جنگي عليۀ شان استفاده نمودند.

زمانيکه جنگ آرام گرفت در فراز تپه هاي ميرعلي، ۵۰ سرباز، حداقل ۱۰۰ تندرو و در حدود ۱۰۰ فرد ملکي کشته شده بودند.

روزنامۀ گاردين بعد به تفصيل از وقايع خشونت بار اخير در افغانستان و پاکستان ياد نموده و تعداد دقيق کشته شده گان را به تفصيل بيان داشته و مينويسد که بنظر تحليل گران در هر دو کشور هاي افغانستان و پاکستان خشونت به حد اعظم خود رسيده است.

تشنج ها به حدي در هفتۀ قبل زياد بود که وقتي يک پايپ گاز در اسلام آباد منفجر شد، همه تصور نمودند که مورد حملۀ دهشت افگنان قرار گرفته اند.

روزنامۀ گاردين مينويسد براي بعضي ها تفسير خشونت هاي دامنه دار درآسياي جنوب غربي بسيار ساده است: آنان ميگويند طالبان بعد از شکست سال ۲۰۰۱ به کمک اسامه بن لادن و معاونين عمدۀ وي يعني ايمن اظواهري و ابو يحيي ال ليبي دوباره تشکيلات خود را منظم نموده اند و تلاش دارند دوباره قدرت را در افغانستان بدست گيرند و شايد بدتر از آن در تلاش بدست آوردن قدرت در پاکستان اند که مجهز به قوۀ ذروي ميباشد.

روزنامۀ گاردين ادامه ميدهد که اما حقيقت امر مشکل تر از آن است تا به اين سادگي آنرا تشريح نمود.

زيرا اين جنگي است گيج کننده که در آن نه مرزي وجود دارد و از هر نوع وسيله و تاکتيکي چي جديد چي کهنه استفاده ميشود.

پهناي اين جنگ از شهر هاي پشاور، اسلام آباد و کراچي پاکستان گرفته تا کابل و قندهار در افغانستان و پايگاه هاي ناتو و قرات کوچک و بزرگ در بين دو کشور ميباشد.

و اگر براي تمرکز ستراتيژيک در مبارزه عليۀ دهشت افگني بخواهيم تصويري از اين جنگ را بکشيم آنچه پديدار ميگردد، يک حرکت خاص شورشياني که خود را طالبان ميخوانند ني بلکه يک ادارۀ جديدي نمايان ميگردد که نه سرحدي دارد و نه نامي.

ادارۀ که در حال حاضر اتحاديۀ از جنگ سالاران آنرا به هرج و مرجي مواجه ساخته اند که عاقبت آن خطري جدي براي امنيت جهان ميباشد.

روزنامۀ گاردين بعد به تفصيل از موجوديت کمپ هاي تمريني القاعده که در مناطق قبايلي پاکستان ايجاد شده است ياد آوري نموده و مينويسد که بم گذاران لندن، و ديگر دهشت افگناني که در حملات دهشت افگني در جهان دست داشتند بصورت منظم از اين کمپ هاي تمريني ديدن نمود و در آنجا تعليمات ديده بودند.

روزنامه ميگويد اين مسايل آنچه را دنيا از آن ترس داشت ثابت نمود و آن احياي دوبارۀ کمپ هاي دهشت افگني القاعده بود.

روزنامۀ گاردين مينويسد: دولت پاکستان و استخبارات غربي ميگويند اين کمپ ها ابتدايي اعمار شده اند و با وجود کشته شدن افراد کليدي و عمده، القاعده بصورت فوري جايي اين اشخاص را در دستگاه خود پر مينمايد.

و آنچه که بيشتر ناراحت کننده است عمليات تازه جان گرفتۀ گروه هاي وابسته به القاعده ميباشد گروه هاي چون (طاهر يالديشوڤ) از ازبکستان و يا گروه هاي پاکستاني که بعد از شکست در اسلام آباد بجانب تپه ها روانه گرديده اند.

روزنامۀ گاردين ميگويد که قرار اظهارات تورن محمود شاه، که يک افسر متقاعد اردوي پاکستان بوده و حال امور امنيتي مناطق سرحدي را بر دوش دارد، در حدود چند صد جنگجويي ازبک در منطقۀ مير علي جا گرفته اند و آمادۀ کشتن عساکر پاکستاني اند.

وي ميگويد که در سال ۲۰۰۳، در حدود ۶۰۰ جنگجويي ازبک در ساحه وجود داشت و حال اين رقم به سه چند رسيده است.

روزنامۀ گاردين مينويسد قراريکه گفته آمد وضع چنان پيچيده است که همين تندروان ازبک در بعضي از مناطق استقبال نگرديده و در تصادمات با پشتون ها در وزيرستان جنوبي در اوايل سال جاري ۲۰۰ تن از آنان به قتل رسيد.

و اما بسياري شک دارند که القاعده و شورشيان ازبک از آن حد احترام و يا پول کافي برخوردار باشند که حمايت پشتون ها را در ميران شاه و ميرعلي براي مدتهاي طولاني بدست آورند.

و مساعي پاکستان هم تا بحال با وجود استقرار ۱۰۰ هزار نيرو در منطقه فايدۀ ننموده است.

روزنامۀ گاردين مينويسد: يکي از چهره هايکه دولت پاکستان ميگويد در صدراين ناامني ها قرار دارد، سراج الدين حقاني، پسر جلال الدين حقاني يکي از رهبران مجاهدين افغان ميباشد.

قرار اظهارات منابع استخباراتي غربي تقريباً همه به حقاني احترام ميگذارند و در حمله بر عساکر پاکستاني حقاني بود که چند جنگ سالار ديگر را جمع نموده و به عساکر در مير علي حمله ور گرديدند. و البته حد و حدود نفوذ حقاني نه تنها در پاکستان بلکه حتي به غزني و ارزگان در افغانستان ميرسد.

روزنامۀ گاردين مينويسد دليل ديگر موفقيت حقاني داشتن پول کافي براي وسعت بخشيدن به نفوذ و خريد سلاح و مهمات ميباشد. که البته اين سرمايه از طرق غير قانوني و يا اعانات کشور هاي خليج مايه ميگيريد و يکي از خانم هاي جلال الدين حقاني هم از يک خانوادۀ بانفوذ و پولدار از امارات عربي ميباشد.

ولي روزنامۀ گاردين مينويسد که جنگ سالاراني چون حقاني به بن لادن وفادار نميباشند و حقاني در يکي از مصاحبات خود گفته بود که رهبر وي القاعده و بن لادن ني بلکه ملا عمر ميباشد.

روزنامۀ گاردين مينويسد در حاليکه ناتو بم گذاري هاي انتحاري اخير در افغانستان را غير موثر ميخواند مامورين بصورت خصوصي ابراز نگراني مينمايند که مبادا ولايات پرآشوب جنوبي و شرقي افغانستان که در حال حاضر از کنترول دولت خارج اند، خودمختاري خود را اعلام نمايند و با ظهور ادارۀ جديدي از اتحاديۀ تندروان اسلامي در پاکستان و زوني در افغانستان نگراني ها رو به فزوني ميرود.

و به گفتۀ شخص نام اين اداره امارات متحدۀ طالبان و جايگاه کثيفي خواهد بود براي مصئون نگهداشت بدترين دهشت افگنان جهان.

XS
SM
MD
LG