لینک های دسترسی

مدرسه ها: محلات علم و دانش یا مراکز ترویج دهشت افگنی؟


در سالهای اخير مکاتب مذهبی اسلامي يا مدرسه ها بخاطر افزايش بالقوه دهشت افگنی تحت مو شکافی و بررسی های فزاينده قرارداشته اند.

اما بسياری متخصصين ميگويند که اساس مفکوره مدرسه وسيعاً درست فهميده نشده است، هرچند بعضی از اين مکاتب در مناطق مختلف، چون جنوب آسيا، دهشت افگنی را تشويق ميکنند، عايده اکيل همکار صدای امريکا طي يک گذارش تحليلی اين مدرسه ها و مساعی برای اصلاح و بهبودی آنها را در جنوب آسيا مورد مطالعه قرار داده است.

کلمه عربی « مدرسه» يک تعداد وسيع مکاتب ابتدائی مذهبی و غير مذهبی و مکاتب ابتدائيه و ثانونی را احتوا ميکند.

در برخی مواضع و اماکن جهان، مانند شرق ميانه، دين مبين اسلام در تمامی سيستم تدريسی مکاتب، منحيث يک بخش حتمی نصاب تعليمی وضع شده ملی، تدريس ميگردد. اما در بخش های از جنوب آسيا چون پاکستان وافغانستان، کلمه مدرسه بمفهوم کاملاً مذهبی آن بکار ميرود که هدف آن تدريس دين اسلام است.

اکبر احمد، محقق در مطالعات اسلامی «امريکن يونيورستی » در واشنگتن دی سی، ميگويد که اساساً مدرسه ها، مراکز کسب دانش و علم بوده اند.

او میگوید: "معنی مدرسه غلط فهميده شده است. اساساً از ديدگاه تاريخی، معنی مدرسه، مکتب، کالج يا تعليم و تدريس گاه بوده است؛ چنانچه يک هزار سال قبل، مدرسه های جهان اسلام، پوهنتون های آکسفورد و کیمبريج زمان خود بوده اند.

مدرسه های بخارا و سمرقند در آسيای مرکزی، بهترين وروشنترين افکار وقت را از سراسر جهان بخود جلب و جذب مينمودند. در آن مدرسه ها و مراکز علمی، هنر ها، ساينس و ستاره شناسی، تدريس ميگرديد."

ولی، احمد ميگويد، مدرسه های زمان عصر متفاوت اند و عموما بستر داغ دهشت افگنی پنداشته ميشوند. حملات دهشت افگنی بر ايالات متحده توجه همه گان را به اين مدرسه ها جلب کرد نمود ولی به گفته احمد سير انکشاف تدريجی مدرسه ها مخصوصا در جنوب آسيا، با تهاجم شوروی به افغانستان آغاز يافت.

احمد میگوید: "امروز مدرسه ها، محلات پرورش افراطيون و متعصبين اند؛ حد اقل اين معنی و برداشتی است که عموماً مردم از مدرسه ها دارند. مدرسه ها در پاکستان در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ، پسران ۱۳ ساله را به جامعه تحويل ميدادند که فراتر از آنچه که در مدرسه آموخته بودند، معلومات و فهم بسيار اندک و قليل از جهان داشتند.

آنها پرورش يافته بودند تا در جهاني برومند گردند که در آن هنگام، جهاد عليه شوروی بشدت جريان داشت. و اين جنبش را ادارات استخباراتی پاکستان، عربستان سعودی و ايالات متحده تشويق، تمويل و کمک ميکردند."

با گذشت زمان، مدرسه ها به مراکز تدريس دين اسلام و جنگ عليه شوروی ها مبدل شد و طلاب و افراد آن مدرسه ها را، به گفته قمر الهده در موسسه صلح واشنگتن، ميليون ها پسر بچه مهاجر افغان در پاکستان و ايران، تشکیل میداد.

قمر میگوید: "کمپ های مهاجرين و بعد مراکز مهاجرين که اين مدرسه ها را تمويل میکردند مايل و آماده جنگ برای افغانستان بودند و بنابران اختلاطی از سياسيات دين و مذهب، دفاع از خود و دفاع از هويت شخصی در تاريخ عليه کسانی عرض وجود کردند که سعی داشتند بشر را سرکوب سازند، و اين همان طرزی فکریست که روی آن در داخل اين موسسات يا مدرسه ها، حرف زده میشد و استدلال ميگردید.

طرز کلام و افهام و تفهيمی که در اين مدرسه ها تکلم ميگردد، طرزيست که معرف تفکر افراطی، عملکرد و ديد این افراد از جهان، و محل و موقف انسان در آن است."

بسياري از تحليل گران همین ادغام باعث بوجود آمدن جنگجويان تندرو طالب گردیده و مدرسه ها زايشگاه دهشت افگنی قرار داد.

بعضی از متخصصين استدلال ميکنند که در اماکن و جاه های چون عربستان سعودی، مدرسه ها نه، بلکه پوهنتون ها اند که تعبير افراطی اسلام را تدريس نموده و افراط گرایی را ایجاد کرده اند.

مقتدر خان، مدیر پروگرام مطالعات اسلامی در يونيورستی ديلاور ميگويد که تنها یک تعداد کم مدرسه ها، افراط گرایی را تبليغ مينمايند.

او میگوید: "بزرگترين تعداد مدرسه ها در جهان در هند واقع است. بصورت عموم در آن کشور ۶۰۰ هزار مدرسه وجود دارد که هيچکدام آنها نوع طالبی افراطی را تريبه نکرده و به جامعه تحويل نداده و نميدهند.

در پاکستان و بنگله ديش، تقريباً ۱۸۰ هزار مدرسه وجود دارد، اما در پاکستان تنها ۴۰ ، ۵۰ يا ۶۰ مدرسه است که به همديگر ارتباط داشته و ایدیالوجی جهاد را در جنوب آسیا تدريس و آموزش میدهند.

اما بسياری از مدرسه ها امروز در جنوب آسيا بيشتر مانند يتيم خانه های اند که در آن خورد سالان بي پول و بی کس، کسب تعلیم میکنند."

خان ميگويد مدرسه ها بطور خاص به شاگردان آذوقه و خوار بار ميرسانند. به همين لحاظ، او استدلال ميکند که تغيير بعضی کتب درسی و يا نصاب تعليمی مدرسه ها، برای عصری سازی آنها کافی نيست. او موکداً ميگويد که منازعات حل نا شده سیاسی، باعث میشود شاگردان ناراض روانه اين گونه مکاتب گردند.

او میگوید: "ما بايد شبکه های بديل برای مکاتب غير مذهبی را بوجود آوريم که بتواند به اين خردسالان رسيدگي کنند. ما باید ریشه این مشکل را مورد مورد مطالعه قرار دهیم. در غير آن تعاليم درین مکاتب اسلامی نه، بلکه تدریس مفکوره های مغایر اسلام خواهد بود."

موظفين اصلاحات مدرسه در افغانستان، پاکستان و ساير بخش های جهان اسلام، در پی توسيع نصاب تدريسی و تدريس مهارت های جديد برای مهيا ساختن زمينه يک آينده بهتر برای محصلين شان اند.

اکبر در يونيورستی امريکائی در واشنگتن میگوید: " اصلاح و تغيير مدرسه ها بايد صورت گيرد. وقتی من کمشنر بخش های بلوچستان بودم، يکتعداد متنوع مکاتب را تحت اداره خود داشتم ، بشمول مدرسه ها را. آنها بودجه نداشتند، استادان آنها نيمه آموزش و پرورش ديده بودند و بالنوبه آنها فهم و معلومات ناقص شانرا از جهان به محصلين خود شان انتقال ميدادند.

روي اين دلايل، بيک اصلاح و تغيير کامل مدرسه ها ضرورت است، بايد نصاب جديد تعليمص داشت و استادان تازه تربیه کرد. پروگرام های جدید و کمپيوتر داشت تا اين محصلين بتوانند مفکوره های خود را تغيير دهند و به دين اسلام از يک زاويه و ديد کاملا مختلف بنگرند."

احمد اکبر ميگويد در اين راه نمی توان شکست و ناکامی را قبول دار شد، زيرا مدرسه ها در جاه های مانند پاکستان و افغانستان مکاتب اصلی و عمده اند که ميليون ها شاگرد و محصل در آن درس میخوانند.

XS
SM
MD
LG