لینک های دسترسی

مصاحبه با خانم شرل بنارد (خانم زلمی خلیل زاد) از موسسه تحقیقاتی رند


شرل بنارد، همسر داکتر زلمی خلیلزاد سفیر و نماینده ایالات متحده در سازمان ملل آثار تحقیقاتی زیادی دارد که اکثر آنها در مورد افغانستان سهم مردم بخصوص زنان در روند بازسازی و مسایل دیگر مربوط به افغانستان نوشته شده است.

مطالعات و تحقیقات بانک جهانی و نقش زنان افغانستان درعرصه های توسعه و امنیت آنکشور بانک جهانی چه تدابیری را برای سهیم ساختن زنان در فعالیتهای اجتماعی پیش گرفت و نتایج آن چه بود؟

آنها مطالعاتی روی فساد اداری انجام دادند که نشان میداد اداره مثل اداره پولیس و یا هراداره ای دیگر که مشکل فساد اداری دارد، اگر حد اقل 35 تا 45 فیصد زنان در آن اداره شامل بوده است، فساد اداری هم کمتر دیده شده است.

مسوولین باید هنگام استخدام، این استراتیژی را مدنظر داشته باشند. چیز دیگریکه بانک جهانی انجام داد این بود که آنها وقتی زنان را در عرصه های مختلف سهیم ساختند، آنها دقت نمودند تا این سهم گیری برای مردم و جامعه افغانستان قابل قبول بوده و با نیازهای فرهنگی جامعه مطابقت نماید.

نقش دختران و پسران جوان افغان در توسعه ساحات اجتماعی و سیاسی کشور چه بوده است؟

من نگران بودم که بعد ازین همه سالها جنگ و خانه جنگی ها، زنان را اکثرا افسرده و غیرفعال یابم، لیکن چنین نبود. من آنها را بطور عجیبی پر انرژی و خلاق و آماده ای آغاز یک زندگی نو یافتم.

جامعه بین المللی تلاش کرد تا مکاتب بیشتری بروی مردم باز شود، لیکن فکر میکنم باید کارهای بیشتری انجام شود تا مردم بخصوص جوانان را در رشد اقتصادی کشور سهیم سازند.

من فکر میکنم بخشی ازین عملیه نتیجه حملات طالبان و ناآرامی های است که جوانان را مایوس میسازد. لیکن بعقیده من، آنها باید توجه خود را روی ایجاد فرصتها و امکانات کاری متمرکز سازند و برای مردم امکانات تعلیمی، فرهنگی و بخصوص اقتصادی فراهم نمایند.

افغانستان کشوریست محاط به همسایگان دارای قدرت ذروی که یکی آنها میتواند ایران باشد. شما آینده افغانستان را در منطقه چگونه ارزیابی میکنید؟

من فکر میکنم افغانها بیشتر از این ناحیه نگران اند که بار دیگر به باد فراموشی سپرده شوند، و همه راه خود را گرفته و بروند، و با مشکلات خود، بحال خود رها شوند. این واقعا خطری نیست که وقوع آن تحقق یابد، صرف بخاطر موقعیت ستراتیژیکی افغانستان ازنظر همسایگان آن.

بهترین فرصت برای افغانستان این است که مرکز ثبات و تحکیم امنیت در منطقه باشد. جائیکه مردم بتوانند از کشورهای دیگر به دان جا رفته سرمایه گذاری کنند، با آنها مراوده نموده ارتباط دوستی و همکاری را با افغانها مستحکم سازند. افغانستان خواهان همکاری با جامعه ای بین المللی است.

طی مراحل انکشافی و توسعه این کشور چه نوع خطراتی متوجه زنان بوده و آیا مفاد اشتراک آنان در عملیه ای پیشرفت بر خطرات موجوده غالب بوده است؟

اشتراک زنان در دستگاه پولیس از طرف اکثریت مردم و فرهنگ جامعه، حتی قدرتهایی افراطی، مورد تائید قرارگرفته است. بطور مثال، اگر خانمی با مشکلی روبروست، بسیار ساده تر خواهد بود که یک پولیس زن با او صحبت کند، نسبت به یک مرد پولیس. و یا بعضا ضرورت میافتد که یک خانه تفتیش و بررسی شود و یا شخصی مورد تلاشی قرار گیرد و اگر آن شخص زن باشد، سهل تر است که برای رفع نگرانی همه جوانب این تفتیش را پولیس زن انجام دهد. پس سهم زنان در قوای پولیس ضرورت مبرم جامعه میباشد.

بعد از آنکه آقای خلیلزاد همسر شما افغانستان را ترک گفت، امنیت تا اندازه ای نسبت به قبل خرابتر شد و تعداد انفجارات بمبهای انتحاری افزایش یافت. آیا به عقیده شما افغانستان برای ایالات متحده به یک عراق دیگر مبدل خواهد شد؟

شرایط مثبت در افغانستان این است که شما در افغانستان با جامعه ای سروکار دارید که طرفدار حکومت نو شان، تغیرات نو و دموکراتیک، و امید وار یک افغانستان با ثبات هستند. واقعا نمیخواهند خشونت باز گردد و یقینا خواستار امنینت پایدار درکشور شان هستند. پس شما در افغانستان با موقف بمراتب بهتر از عراق روبرو هستید.

من فکر میکنم افغانستان در موقف بسیار جلوتر از سعی در ساختار ملی قرار دارد. در عراق حتی موضوع ساختار ملی مطرح نیست، هنوز در موقف بعد از معضله قرار ندارد و شما هنوز در عراق شاهد اختلافات و خشونتهای روز افزون هستید.

شما به افغانستان بوده اید. اگر اشتباه نکنم باری خاطر نشان نمودید که افغانستان به بازسازی نی، بلکه به ساختار اساسی ضرورت دارد. به عقیده شما با فقدان امنیت و یا امنیت کامل در کشور چه مدت زمانی را این ساختار در برخواهد گرفت؟


شما کشوری دارید که بعد از سالهای جنگ با طالبان و خانه جنگی ها در سطح بسیار پائین انکشاف و توسعه قرار گرفته است وزیر بنای آن که زمانی رویهمرفته خوب بود و کشور میتوانست با این یک زیربنا بسوی ترقی و پیشرفت سوق داده شود. این کشور کامل تخریب شده است، پس ما واقعا از نقطه آغازمیکنیم که آنچه ضرورت بود، تا زیربنای یک سیستم مدرن را بسازد در دست نیست و قبل از درک این مسله وقت تلف شده است.

من فکر میکنم افغانها بیشتر از این ناحیه نگران اند که بار دیگر به باد فراموشی سپرده شوند ، و جامعه بین المللی راه خود را گرفته برود و آنرا بحال خود گذارد. لیکن بعقیده من این واقعا خطری نیست که وقوع آن تحقق یابد، صرف بخاطر موقعیت ستراتیژیکی افغانستان.

XS
SM
MD
LG