لینک های دسترسی

'آيندۀ افغانستان بدست زنان است'


آيندۀ افغانستان بدست زنان است - عنوان يک مقالۀ دلچسپ در روزنامۀ گاردين.

نويسندۀ مقاله مينگارد: من با زکيه در يک رستوران در محوطۀ ملل متحد در کابل ملاقات نمودم.

زکيه که نام اصلي اين زن افغان نيست در گذشته آمر يک مؤسسۀ مدافع حقوق بشر غير حکومتي بود که هدف آن کمکهاي بشر دوستانه به زنان و اطفال افغانستان است که در سال ۱۹۹۹ تأسيس گرديده بود.

اين مؤسسه که روي هدف کمک به زنان و اطفال آسيب پذير تأسيس شده بود، امروز تشويق رول زنان در جامعه، پشتيباني از بازسازي افغانستان از اهداف ابتدائي آن بشمار ميرود.

نويسند مينگارد اگر افغانستان آينده اي داشته باشد، آنهم در دست مردماني چون زکيه خواهد بود که گوشه اي از جامعۀ مدني را تشکيل مينمايند و اينها اند که در مقابل آزمونهائي چون جنگسالاران و متنفذيني که هنوز هم صحنۀ سياست دولتي آنکشور را دردست دارند، ايستادگي کرده ميتوانند.

زکيه ميگويد ما به صلح احتياج داريم. بمهاي امريکائي ها مشکلي را حل نمي کند. روزي خواهد آمد که هردو جانب با هم نشسته و مذاکره خواهند نمود اما سوال درينجاست که براي انجام اين کار چند انسان بي گناه بايد جانش را از دست بدهد.

در مقابل اين سوال که بايد به طالبان در حکومت جائي داده شود يا خير؟ زکيه بعد از يک توقف طولاني ميگويد بلي اين قيمتيست که جامعۀ افغاني بايد بپردازد. آگر آنها سلاح شانرا بزمين بگذارند و قانون اساسي کشور را قبول نمايند، چرا ني؟

بايد گفت که انسانهاي به عين مفکوره جزء حکومت فعلي اند. در حال حاضر چون تشنجات دوام دارد تمام جامعۀ ما بطرف طالبان تمايل پيدا کرده و فاسد شده ميرود.

زکيه و شبکه هاي متشکل از زنان افغان در تدوير قانون اساسي و قوانين مدني کشور نقش بارزي داشته اند و در حال حاضر آنها در تلاش اند که قوانين لازمه براي پشتيباني طبقۀ زن در افغانستان قبول گردد.

گرچه آواز زناني چون زکيه به ندرت شنيده ميشود اما آنها توانسته اند نداي زنان افغان را که در نهايت دشواري زندگي دارند، به جاهاي لازمه برسانند که اين اميد را به آينده بيشتر ميسازد.

عنوان مقالۀ امروزي روزنامۀ شيکاگو تريبيون چنين شروع ميشود. کشوريکه از آسيب هاي طبيعي و انساني صدمۀ فاحش ديده است با بيشتر شدن مبتلايان مرض ايدز که از ناداني و اعتياد مواد مخدر بوجود آمده ممکن است به يک ايپيديمي مبدل گردد.

مرد لاغر اندام با لباس محقر با صداي گرفته ميگويدمن پيچکاري هيروئين را به سببي شروع نمودم که رفقاي نا اهلم بمن گفتند ترک نمودن اين عمل از کشيدن آن آسانتر است. دوست او وفات نمود و اين مرد جوان نيز بزودي خواهد مرد.

اين شخص معتاد ۲۸ سال عمر دارد اما لاغري اندام و چمبلکي هاي رويش او را بمراتب مسن تر از آنچه است، نشان ميدهد. اين چهره، چهرۀ مرض ايدز در افغانستان است. کشور اسلامي سنتي نميخواهد اعتراف نمايد که اين مرض کشور را با خطر مواجه نموده است.

اين مرد که در ايران مهاجر بوده و بوطنش باز گشته است در ماه مارچ تشخيص مثبت شده و در حال حاضر مرض وجودش را محار نموده است. تقديرو آيندۀ او معلوم است چون در افغانستان ايدز معالجه نمي شود.

او در حاليکه اشک چشمانش را پاک ميکند ميگويد زندگي هر روز در گذر است. بعضي روزها شکمش سير است و بعضاً هم گرسنه. جاي خواب او در يک عمارتي که در قديم مرکز کلتوري روس ها بود و در اثر بمباردمانها به مخروبه بدل گرديده ميباشد.

درين مرکز بيش يکهزار معيادين مواد مخدر زندگي مينمايند. شخص مذکور ازينکه خانواده اش را در خجالت نماند، اسم خود را معرفي نکرد.

درکشوريکه از جنگها و بروز دوبارۀ طالبان ضربه ديده و بيشترين تلفات مادران در وقت ولادت در جهان را دارا بوده و از کمبود غذائي همچنان گرسنگي شديداً رنج ميبرد، ايدز بلاي ديگريست که دران تبارز نموده و دامنۀ آن وسعت مييابد.

حکومت افغانستان بطور رسمي موجوديت ۴۳۵ مريض ايدز را معترف است در حاليکه شواهد نشان ميدهد تعداد مبتلايات بمرض ايدز در افغانستان به هزارها ميرسد.

XS
SM
MD
LG