لینک های دسترسی

بخش های از متن بیانیه اوباما در مصر خطاب به مسلمانان جهان


ما در جریان یک تنش میان ایالات متحده و مسلمانان در سراسر جهان باهم دیدار میکنیم. این تنشی است که ریشه در عوامل تاریخی دارد که از هرگونه بحث پالیسی جاری بیرون است.

روابط بین اسلام و غرب شامل قرن ها همزیستی و همکاری است اما همچنان شامل تنش ها و جنگ های مذهبی میشود.

اخیراً تنش ها از سبب استعمار بوجود آمده است که شمار زیادی از مسلمانان از حقوق و فرصت ها محروم ساخته شدند همچنان جنگ سرد عامل دیگر این تنش ها بوده که در آن با کشور های دارای اکثریت مسلمان اکثراً منحیث کشور های تحت حمایت برخورد صورت گرفته، بدون اینکه خواسته های برحق آنها در نظر گرفته شود.

برعلاوه تغیرات گستردۀ که توسط عصری سازی و جهانی شدن بوجود آمد شماری از مسلمانان را واداشت تا غرب را منحیث یک دشمن رسوم و عنعنات اسلامی شان فکر کنند.

افراط گرایان خشونت آمیز ازین تنش ها در میان یک کتلۀ کوچک و اما بالقوۀ مسلمانان بهره برداری نمودند. حملات یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱و مساعی ممتد این افراط گرایان برای دست زدن به خشونت علیه مردمان ملکی بعضی ها را در کشور من واداشتکه اسلام را دشمن نه تنها امریکا و کشور های غربیبپندارند، بلکه آنرا علیه حقوق بشر در نظر بگیرند.

این امر باعث ایجاد ترس و بی اعتمادی بیشتر گردید.

تا زمانیکه روابط ما بر اساس اختلافات ما تعریف گردد ما کسانی را تقویت خواهیم کرد بجای صلح نفرت را در بین مردم می باشند و بجای همکاری که میتواند عدالت و خوشبختی را برای همۀ مردم مساعدت بخشد، تنش و جنگ را ترویج میدهند.

من به اینجا امده ام تا یک آغاز جدید را بین ایالات متحده و مسلمانان در سراسر جهان جستجو نمایم روابطی که براساس منافع و احترام متقابل استوار باشد وروابطی که بر بنیاد این حقیقت استوار باشد که امریکا و اسلام از هم جدا نیستند و نباید در رقابت با هم قرار داشته باشند.

در عوض آنها باید اصول مشترک داشته باشند که شامل اصول عدالت و پیشرفت، تحمل پذیری و حرمت برای همۀ بشریت باشد.

من به این عقیده استم که تغیر نمیتواند در یک شب بوقوع رسد. هیچ بیانیه واحد نمیتواند سالهای بی اعتمادی را از بین ببرد و در حالیکه من با سوالات پیچیده ای که مارا به این نقطه رسانیده روبرو استم نمیتوانم به جواب این همه سوالات بپردازم.

اما من متقاعد استم که برای اینکه به پیش گام نهیم ما باید آنچه را در قلب های خود داریم و اکثراً در پشت درهای بسته گفته میشود. با شفافیت بگوییم. باید یک مساعی دوامدار برای گوش دادن به یکدیگر، آموختن از یکدیگر، احترام به یکدیگر و جستجوی زمینه های مشترک وجود داشته باشد.

طوریکه قران مجید به ما میگوید خدا را بیاد داشته باشید و همیشه حقیقت را بگویید. این چیزی است که من تاحد ممکن میخواهیم انجام دهم. در برابر وظیفه ایکه قرار دارم احساس تواضع میکنم و عقیده راسخ دارم که منافع مشترک ما منحیث انسان بمراتب قویتر از آنچه است که مارا از هم جدا میسازد.

بخشی ازین عقیده در تجربۀ شخصی خودم ریشه دارد. من یک عیسیوی استم اما پدر من از فامیلی در کنیا آمده بود که شامل نسل هایی از مسلمانان بود. منحیث یک پسر حوان من سالهایی از حیاتم را در اندونیزیا گذشتاندم که در آنجا صدای اذان صبح و شام را بگوش شنیده ام. منحیث یک مرد جوان من در شیکاگو با مجتمع هایی کار نمودم که شمار زیادی از آنها با عقیدۀ اسلامی شان در عزت و صلح زنده گی میکردند.

منحیث یک شاگرد تاریخ من همچنان عمق تمدن را دراسلاممیدانم. این اسلام در جاهایی مثل پوهنتون الاذهر بود مشعل آموزش را طی چندین قرن حمل نمود و راه را برای رنسانس و بیداری اروپا باز نمود. این ایجاد گری جوامع اسلامی بود که ترتیب الجبر، کمپاس مقناطیسی و وسایل کشتی رانی، مهارت قلم ها و چاپ، دانش ما در مورد انتشار امراض و طرز معالجۀ آن را انکشاف داد .

فرهنگ اسلامی به ما رواق های سحر آمیز و مناره های سر برفلک کشیده ، شعر های جاویدانه، و موسیقی تسلی بخش، خطاطی ظریف و محلات تفکر آرام را به ما ارزانی نمود. در طول تاریخ اسلام در حرف و عمل امکانات تحمل پذیری دینی و برابری نژادی را ارائه نموده است.

من همچنان میدانم که اسلام همیشه بخشی از تاریخ امریکا بوده ا ست.اولین کشوری که ما را برسمیت شناخت المغرب بود. با امضای معاهدۀ تریپولی درسال ۱۷۹۶ جان آدمز دومین رئیس جمهور مانوشت: ایالات متحده بذات خود علیه قوانین، دین یا آرامی مسلمان دشمنی ندارد.

و از آنزمان مسلمانان بنیان گزار کشور ما ایالات متحده را غنی ساخته اند. آنها در جنگهای ما رزمیده اند، در حکومت ما خدمت نموده اند، برای حقوق مدنی ایستاده اند، در پوهنتون های ما تدریس نموده اند، در زمینه های ورزشی خوب درخشیده اند، جوایز نوبل را بدست آورده اند، بلند ترین عمارت ما را اعمار نموده اند و مشعل المپیک را روشن نموده اند.

و وقتی اولین مسلمان امریکایی به کانگرس انتخاب گردید وی حلف وفاداری به قانون اساسی کشور با استفاده از عین قرانی بجا آورد که تامس جفرسن یکی از بنیان گزاران کشور ما در کتابخانۀ شخصی خود نگهداری نموده بود.

پس من قبل ازین که به جایی بیایم که اسلام بار اول در آنجا ظهور نمود با اسلام در سه قاره آشنایی داشتم. این تجربه مرا به این عقیده رهنمایی میکند که همکاری میان ایالات متحده و اسلام باید بر اساس آنچه اسلام است استوار باشد نه آنچه اسلام از آن مبرا است. من منحیث رئیس جمهور امریکا این را بخشی از مسئولیت خود میدانم که علیه هرگونه کلیشه های منفی اسلام در هرکجایی که باشد مبارزه نمایم.

اوضاع در افغانستان اهداف ایالات متحدهو نیاز ما رابه همکاریتبارز میدهد.بیش از هفت سال قبلایالات متحدهالقاعده و طالبان رابا پشتیبانی وسیعبین المللیتعقیب نمود.ما به انتخاب خود آنجا نرفتیمما بنا بر ضرورتیآنجا رفتیم. من آگاهم کهبعضیسوالهال وتوجیهاتیبرایحوادث یازدهم سپتمبروجود دارد.ولی بیائیدواضح باشیمالقاعدهدر حدود سه هزارنفر را دران روز بقتل رسانید .

قربانیانمردان، زنانو اطفال بیگناه امریکائیو تعداد زیاد کشور های دیگر بودند که هیچ کاریبرای صدمه رساندن به هیچ کسیانجام نداده بودند.ولی با آنهم القاعدهراه قتلبیرخمانۀاین مردمرا انتخاب کرد و مسؤلیتاین حمله را متقبل شد و حتیحالا ارادۀ خود را برای قتلمردم به یک پیمانۀ وسیعتر اظهار میدارد.

آنهامتحدینی دراکثر کشور ها دارندو سعی دارند آنرا توسعۀ ببیشتر دهند.اینها نظریاتی نیست که مورد بحث باشدبلکه حقایقی است که باید به آن رسیدگی شود.

اشتباه نشود، ما نمی خواهیم عساکر خود را در افغانستان نگهداریم.ما در پی پاییگاه نظامی در افغانستان نیستیمبرای امریکائی ها درد ناک است کهزنان و مردان جوان ما کشته میشونداین جنگ پر مصرف و از نگاه سیاسیدواماین جنگ مشکل است.

ما مسرور خواهیم بود که هر یک از عساکرمان رادر صورتکیه مطمئن گردیم کهخشونت افراطیوندیگردر افغانستانو پاکستان وجود ندارد که مصمم هستندبه هر تعدادیکه بتوانندامریکائی ها رابقتل برسانندبه کشور بر گردانیم. ولی هنوز این امر واقعیت نیافته است.

به هیمن دلیل است کهمایک ائتلاف با چهل و شش کشوررا تشکیل داده ایم . و با وصف مصارفی که دخیل است، تعهدایالات متحده تضعیفنخواهد شد.در حقیقتهیچ یک از ما نباید این افراطیون را تحملکند .

آنها در بسیاریکشور هایمرتکبقتل شده اند.آنها مردمانی از اعتقادات مختلف رابقتل رسانیده اند، بیشتر از هر کس دیگری.آنها مسلمانان را کشته اند ، اعمال آنهابا حقوقانسانی، پیشرفتکشور ها ،و با اسلامآشتی ناپذیر است.

قر آن پاک ارشادی دارد"هر کسی کهیک بیگناه را میکشدمثل اینست کهبشریت را کشته باشد و هر کسیحیات کسی را نجات میدهدمثل اینست کهتمامبشریت را نجات داده باشد. " بردباری اعتقادبیش ازیک ملیاردانسان بسیاربزرگتر ازتنفر تنگ نظرانۀ تعداد اندکی است. در محاربه علیه افراطیون اسلام جزء این معضله نیستاسلام جزء مهمپیشبرد صلح است.

ما همچنانمیدانیم کهقدرت نظامیبه تنهائی معضلات را در افغانستان و پاکستان حلنخواهد کرد به همین دلیلما در نظر داریم طی پنج سال آیندهسالانه یک و نیم ملیارد دالر باپاکستان در اعمارمکاتبو شفاخانه هاو تجارت کمک نمائیم و صد هاملیون دالر جهت کمکبه آنانیکهبیجا شده اندفراهم می نمائیم.

و به همین دلیل ما بیش ازدو ملیارد و هشتصد ملیون دالربهافغانستان در انکشافاقتصادی و ارائۀ خدماتی که مردم به آن اتکاددارند فراهم میسازیم.

اجازه بدهیدهمچنان به مسالۀ عراق به پردازم. بر خلاف افغانستانعراقیک جنگانتخابی بودو اختلافات قوی را در کشور من و اطراف جهان باعثگردید.گر چه من عقیده دارم کهمردم عراقآخرالامربدون یک رژیم مستبد صدام حسین زندگی بهتری دارند من همچنان عقیده دارم که حوادث در عراق به امریکائی ها ازضرورتاستفاده از دیپلوماسیو تقویۀتفاهم بین المللیبرای حلمشکل مادر صورت امکان یاد دهانی میکند.

در حقیقتما میتوانیمعصرتامسجفرسن را بیاد بیاوریمکه گفت « امیدوارم کهتعقل ما همراه با قدرت مارشد نماید و بمابیاموزاند کهبه هر پیمانۀ که ما از قدرت خود کمتر استفاده کنیمقدرت ماعظیمتر خواد بود »

امریکااز خودبا احترام بهحاکمیت ملیسایر کشور هاو حاکمیت قانون دفاع خواهد کرد.و مابا شراکتبا جوامع مسلمان که آنها نیز مورد تهدید قرار دارند عملخواهیم کرد.هر چه زودتر افراط گرائیمنزوی ساختهشودو از آندر جوامع اسلامی استقبال نشود ، به همان زودیهمۀ ما مصئونتر خواهیم بود.

منبع عمدۀ دومی تشنجی که ما لازم استمورد بحثقرار دهیموضع بین اسرائیل ، فلسطینی ها وجهان عرب است.

روابطنیرومند امریکا با اسرائیلبه خوبی معلوم است. این مناسباتشکست نا پذیر استاین مناسبات برمناسبات فرهنگی و تاریخی مبتنی استودرک آرزومندی سرزمین یهوددر تاریخ المناکیریشه دارد که نمیتوان از آن انکار کرد.

اشکهای زیادی ریخته شد.خونهای زیادی ریختند.ما مسئولیت داریم تا برای روزی کار کنیم که دیگر مادران اسرائیلی و فلسطینی اطفال شان را در فضای فارغ از ترس و خوف بزرگ کنند،بیت المقدس به حیث مکان مقدس برای هرسه دین محل امن طوریکه خواست خداوند می باشد،مبدل گردد، و این شهر محل امن برای یهودیان، مسیحیان و مسلمانان گردد، جاییکه اولاده ابراهیم علیه السلام باهم با صلح خلط شوند، طوریکه در سوره اسرا در قران امده است و دران موسی ، عیسی و محمد باهم یکجا نماز ادا کردند.

منبع سومی تشنج منفعت مشترک ما در حقوق و وجایب ملل در برابر سلاح ذروی نهفته است.

این موضوع منبع تشنج بین ایالات متحده امریکا و جمهوری اسلامی ایران بوده است.ایران خودرا با مخالفت با کشور من تشخیص می دهد و در حقیقت بین کشورهای ما تاریخ پرماجرایی وجودارد.در دوران جنگ سرد، ایالات متحده در سرنگونی حکومتی در ایران نقشی داشت که به اساس دموکراسی انتخاب گردیده بود.

از زمان انقلاب اسلامی در ایران،این کشور در گروگان گیری و تشدد بر ضد قوای امریکا و ملکی ها دست داشته است.این تاریخ به همگان معلوم است.به عوض این که ما در قید گزشته باشیم، من به رهبران و مردم ایران بطور واضح گفتم که کشور ما میخواهد قدم به جلو بگزارد.

حالا سوال این نیست که ایران بر ضد چه چیز است، بلکه سوال اینست که چه نوع اینده را می خواهد بسازد.

موضوع چهارمی را که میخواهم به ان بپردازم، دموکراسی می باشد.

مگر این از تعهد من در برابر حکوماتی که نمایندگی از اراده مردم می نمایند، نمی کاهد.هر ملت به این اصل به شیوه منفرد بخود رونق می بخشد که تجسم کننده عنعنات همان مردم می باشد.

امریکا چنین تصور نمی کند که چه چیز به خیر هر کسی هست، به همین طور، ما نمی خواهیم نتایج انتخابات مسالمت امیز را تعین نماییم.ولی من به این موضوع عقیده راسخ دارم که مردم برای برخی چیزها راغب اند و ان اینکه مفکوره خودرا بیان داشته و در نحوه حکومت خویش حرفی داشته باشند،اعتماد به حاکمیت قانون و تطبیق همسان عدالت ، حکومتی که بطور شفاف عمل کند و از مردمان خود نه دزدد،ازادی داشتن زندگی به اساس میل خود شخص.

اینها تنها مفکوره های امریکایی نمی باشند، انها حقوق بشر اند بنابرین ما ازین اصول درهر جا حمایت می کنیم.

موضوع پنجم را که میخواهم به ان بپردازم، موضوع ازادی مذهبی است.

اسلام عنعنه افتخار امیز تحمل را دارد.ما این موضوع رادراندلس و قرطبه در تاریخ مشاهده می کنیم.من انرا در زمان طفولیتم در اندونزیا به چشم دیدم.درانجا مسیحیان دریک کشوریکه اکثریت انرا مسلمانان تشکیل میدهند به ازادی مراسم دینی شانرا ادا میکنند.این روحیه ای است که امروز ما به ان نیاز داریم.

هر فرد در هر کشور باید این ازادی را داشته باشد تا مذهبی را که ذهن، قلب و روانش انرا می پذیرد اختیار نماید.این تحمل چیزیست که هرمذهب برای نشونمای خود به ان نیاز دارد.مگربا این موضوع به شیوه های مختلف برخورد شده است.

در میان برخی از مسلمانان، این پدیده ناهنجار وجود دارد که به اساس معیار دینی خویش از دیگران را مردود می دانند.باید تنوع مذهبی را منحیث غنای ان پذیرفت، خواه این مسئله مارونهای لبنان یا وقبطی ها در مصر باشند.اختلافات فرقوی داخل در اسلام نیز از بین برده شود زیرا این اختلاف باعث خشونت های غم انگیز خاصتًا در عراق گردیده است.

از سوی دیگر دربخش هایی ازغرب، گرایشی به آزادی به حیث سندی در بدنام کردن مذهب دیده می شود. غیرمسلمانان باید به مسلمانان نگویند زنان مسلمان چه لباس هایی بپوشند و ما نباید بانشر کارتون ها به عنوان طنز به طور جدی مفهوم هتک حرمت را که مردم احساس می کنند فکر کنیم.این آزادی نیست، این بی تحملی است واین سبب پیشرفت ما نمی شود.

آزادی مذهب برای قابلیت مردم در زندگی باهمدیگر یک اصل می باشد. ما باید همواره راههایی را که به واسطه آن حمایت می شویم امتحان کنیم. به طور مثال در ایالات متحده، قوانین درمورد صدقات، برای مسلمانان درانجام واجبات مذهبی ذکات سخت تر شده است. به آن دلیل است که من به کار با مسلمانان امریکا درمطمئن ساختن اینکه آنها می توانند ذکات بدهند متعهد می باشم.

و نهایتا، دین باید ما را کنار یکدیگر بیاورد. به آن دلیل است که ما پروژه های خدمات جدید را درامریکا تقویت می کنیم تا مسیحیان، مسلمانان و یهودیان را درکنار همدیگر قرار بدهند.

به آن دلیل است که ما از مساعی مثل گفتگوی بین ادیان توسط ملک عبدالله و رهبری ترکیه در ائتلاف تمدن های سرتاسر جهان استقبال می کنیم، ما می توانیم گفتگوی بین ادیان را به خدمات بین ادیان تغییر بدهیم تا پل هایی باشد بین مردمانی که به کارهایی دست بزنند که انسانیت مشترک ما را پیشرفت بدهد چه در مبارزه با ملاریا درافریقا باشد یا فراهم کردن امداد بعد ازحوادث ناگوار طبیعی باشد.

مسئله ششم که من می خواهم درباره آن سخن بگویم حقوق زنان است.

من می دانم مباحثاتی درمورد این مسئله وجود دارد. من دیدگاه برخی ها را درغرب رد می کنم که می گویند زنی که پوشش موی سرش را انتخاب می کند به نوعی غیر مساویانه است. اما من باور دارم که زنی که معارف را نمی پذیرد تساوی را رد می کند. و این اتفاقی نیست که کشورهایی که زنان تحصیل کرده هستند بیشتر شکوفان می باشند.

دختران ما می توانند به همان اندازه زیادی که پسران ما به جامعه خدمت می کنند کار کنند، و شکوفانی مشترک ما با حرکت همه انسانیت به پیش می رود. به آن دلیل است که ایالات متحده با هر کشوراکثریت مسلمانی می خواهد همکار باشد تا از تحصیل وسیع برای دختران حمایت کند.

و ما همچنین می خواهیم به پیشرفت زنان جوان از مکتب رفتن گرفته تا اشتغال شان ازطریق سرمایه گزاری های کوچگ که کمک می کند مردم با آرزوی های شان زندگی کنند و اقتصادشان را انکشاف بدهند کمک کنیم.

و اجازه بدهید واضح نمایم که : مسئله تساوی زنان در هیچ طریقی واقعا مسئله اسلام نیست. درترکیه، پاکستان، بنگلادش واندونزیا ما کشورهای اکثریت مسلمان را دیده ایم که کارهایی انجام میدهند که امریکایی ها تاکنون انجام نداده اند – آنها یک زن را برای رهبری انتخاب می کنند.

نهایتا، من می خواهم درمورد علاقه مشترک درمورد انکشاف اقتصادی و فرصت ها سخن بگویم.

من می دانم برای بسیاری، صورت جهانی شدن مغایر است. انترنت و تلویزیون می تواند دانش و معلومات را بیاورد، اما همچنین امیال شهوانی گستاخانه وخشونت ابلهانه را نیز فراهم می کند.

تجارت می تواند ثروت جدید وفرصت ها را بیاورد اما همچنین آشوب های عظیم و جوامع را تغییر میدهد. درتمامی کشورها به شمول کشورمن این تغییرات هراس را آورده است. ترسی که عصری بودن یعنی خطر کنترول بر گزینه های اقتصادی ما، سیاست ما و مهمتر ازآن هویت ما – آن چیزهایی که ما به جوامع مان، خانواده مان و دین مان عشق می ورزیم.

اما همچنین من می دانم که پیشرفت بشر نمی تواند تکذیب شود. نیازی به تناقض بین انکشاف و سنت نیست. کشورهایی مثل جاپان و کوریای جنوبی اقتصاد های شان را درحالی پیشرفت داده اند که فرهنگ های قدیمی شان را حفظ کرده اند. شبیه به آن پیشرفت شگفت انگیز در درون اسلام از کوالالامپور گرفته تا دوبی صدق می کند.

در عصر باستان و در زمان ما اسلام نشان داده است که می تواند جلودار اختراعات و معارف باشد.

این مهم است زیرا هیچ استراتژی انکشافی نمی تواند تنها آنچه که درمنطقه بیرون می آید استوار باشد، و نه می تواند ادامه یابد درحالی که افراد جوان بیکار باشند. بسیاری از کشورهای خلیج از بزرگترین ثروت به خاطر نفت لذت می برند، و برخی توجه شان را درانکشاف سرحد شروع کرده اند. اما همه ما باید بدانیم که معارف و اختراع رواج قرن 21 است.

من آن را در کشور خودم تایید می کنم. و درحالی که امریکا به نفت وگاز در این بخش ازجهان درگذشته تاکید کرده است ما حال به کار وسیع تر را جستجو خواهیم کرد.

درمورد معارف، ما برنامه های تبادله را توسعه خواهیم داد، و بورس های تحصیلی را افزایش می دهیم، مثل آن بورس که پدرم را به امریکا آورد درحالی که امریکاییان بیشتر را به مطالعه درمورد جوامع اسلامی تشویق می کنیم. و ما محصلین مسلمان متعهد را با دوره های کارآموزی درامریکا مطابقت می کنیم، در خصوص خط یادگیری برای معلمین و کودکان درسرتاسرجهان سرمایه گزاری می کنیم، و یک شبکه انترنتی مستقیم جدید را ایجاد می کنیم، بنابراین یک نوجوان در کنساس بتواند بلافاصله با نوجوانی درمصر ارتباط بگیرد.

در بخش انکشاف اقتصادی، ما شرکت های رضاکار مشاغل را با شراکت با همتایان درکشورهای اکثریت مسلمان ایجاد می کنیم. و من یک جلسه یی را درمورد کارفرمایان پیشگام امسال میزبانی خواهم کرد تا چگونگی تعمیق ارتباطات بین رهبران مشاغل، بنیادها و کارفرمایان اجتماعی درایالات متحده و جوامع مسلمان سرتاسر جهان را شناسایی کنیم.

دربخش دانش و تکنالوژی، ما بودجه یی جدید را برای حمایت از انکشاف تکنولوژیکی در کشورهای اکثریت مسلمان، و برای کمک به انتقال نظرات به بازار آغاز می کنیم تا آنها بتوانند شغل ایجاد کنند. ما می خواهیم مرکزی از ممتازین دانشمند را درافریقا، شرق میانه، و آسیای جنوبی افتتاح کنیم و یک فرستاده دانش جدید را تعیین می کنیم تا برای همکاری درمورد برنامه هایی که منابع جدید انرژی را انکشاف بدهد، شغل سبز ایجاد کند، سوابق را دیجیتالی کند، آبها را پاک کند و محصولات جدید را رشد بدهد.

و امروز من مساعی جدیدی را با سازمان کنفرانس اسلامی برای ازبین بردن فلج اطفال اعلام می کنم و ما همکاری توسعه یافته را با جوامع مسلمان برای تقویت صحت مادر وطفل دنبال خواهیم کرد.

امریکاییان حاضر هستند به شهروندان و حکومات، سازمان های اجتماعی، رهبران مذهبی، و مشاغل درجوامع اسلامی درسرتاسر جهان برای کمک به مردم مان دردنبال کردن زندگی بهتر ملحق شود

مسائلی که من بیان کرده ام برای نایل شدن به آنها آسان نخواهد بود. اما ما برای پیوستن به همدیگر مسئولیت داریم از طرف جهانی که آن را می جوییم.

جهانی که افراطی ها دیگر مردم ما را تهدید نمی کند، و عساکر امریکا به وطن شان برگشته باشند، جهانی را می جوییم که فلسطینیان واسرائیلی ها در کشور خودشان هرکدام ایمن باشند و انرژی ذروی برای مقاصد صلح آمیز استفاده میشود، جهانی که حکومات به شهروندان شان و حقوق همه بندگان احترام گذاشته می شود. این همان علائق مشترک است.

این همان جهانی استکه ما آن را می جوییم. اما ما تنها درصورتی که باهم باشیم به آن می توانیم نایل شویم.

من می دانم مسلمانان وغیرمسلمانان زیادی می باشند که سوال می کنند ایا ما می توانیم این آغاز را تقویت کنیم. بعضی ها مایل به زیاد کردن شعله های تقسیم شدن هستند و علاقمند به ایستاد شدن دربرابر راه پیشرفت هستند.

برخی ها پیشنهاد می کنند که این مساعی ارزشی ندارد – آنها استدلال می کنندکه ما به اختلاف نظر برابر می شویم و تمدن ها سرنوشت شان به درگیری می انجامد.

بسیاری دیگر واقعا در تردید هستند که آیا تغییر واقی می تواند رخ بدهد. بیم زیاد و بی اعتمادی وجود دارد. اما اگر ما به گذشته محصور باشیم آن وقت است که ما هرگز پیشرفت نخواهیم کرد.و من می خواهم به طور خاص به افراد جوان هر دینی بگویم – درهرکشوری – شما ، بیشتر از هرکسی توان بازسازی این جهان را دارید.

همه ما به این جهان سهیم می شویم اما در یک لحظه کوتاه زمان. سوال این جا است آیا ما آن زمان به آنچه که ما را جدا می سازد توجه می کنیم یا ما خود را ملزم به سعی می دانیم - یک سعی دوامدار- برای یافتن زمینه مشترک، درجهت توجه به آینده یی که ما برای کودکان مان و برای احترام به عزت همه انسان ها می جوییم.

آغاز جنگ ها آسان تر ازختم آنها است. و ملامت کردن دیگران از دیدن به خود آسان تر است. دیدن اینکه برای کسی دیگر چه فرقی است به نسبت چیزهایی که ما با هم درآن شریک هستیم آسان تر است. اما ما باید راه درست را انتخاب کنیم.

همچنین یک قانون است که در قلب هر مذهبی قرار دارد – آن چیزی که ما برای دیگران انجام می دهیم همانگونه که ما آن را برای خودمان انجام می دهیم. این حقیقت به کشورها و مردم برتری می دهد – عقیده یی که جدید نیست، آن سیاه یا سفید یا خرمایی نیست، آن مسیحیت، اسلام یا یهودیت نیست.

آن دین است که گهواره تمدن را حرکت می دهد، و در درون قلب ملیاردها نفر هنوز هم می تپد. این یک دین دردیگر مردم است، و این آن چیزی است که مرا امروز به اینجا آورده است.

ما قدرت ساختن جهانی را که می جوییم داریم اگر ما شجاعت ساخت آغازی نو را داشته باشیم. و به ذهن داشته باشیم آنچه را که نوشته شده است.

قران کریم واقعا می فرماید:" ای انسان! ما شما را زن و مرد آفریده ایم وما شما را در ملل و قبایل آفریدیم تا شما یکدیگر را بشناسید."

تلمود به ما می گوید " کل تورات برای هدف تقویت صلح است."

انجیل مقدس به ما می گوید" مصلحین مورد رحمت هستند برای کسی که عیسی مسیح نام دارد."

مردم جهان می توانند در صلح با همدیگر زندگی کنند. ما می دانیم که آن وحی خدا است. اکنون، این وظیفه ما است بر روی زمین کار کنیم. تشکر. و خداوند صلح را برشما عنایت بفرماید.

XS
SM
MD
LG