لینک های دسترسی

نکات عمده بیانیه رئیس جمهور اوباما


من میخواهم امشب در مورد مساعی ما در افغانستان، هویت تعهد ما در آنجا، وسعت علاقۀ ما و استراتیژی ای که حکومت من برای تکمیل مؤفقانۀ آن کار میکند، با شما صحبت کنم.

این باعث افتخار من است که در اینجا، در اکادمی وست پوینت، که یک عدۀ زیاد مردان و زنان جهت مبارزه برای امنیت ما و بهترین های کشور ما، آمادگی میگیرند.

برای مطرح نمودن این موضوعات، این مهم است که بخاطر بیاوریم چرا امریکا و متحدین ما در افغانستان مجبور بجنگ شدند. ما خواستار این جنگ نشدیم. بتاریخ ۱۱ سپتمبر سال ۲۰۰۱ نزده تن ، چهار طیاره را ربودند و برای قتل بیش از سه هزار نفر ازان استفاده کردند.

آنها بر مراکز قوای نظامی و اقتصاد ما حمله نمودند. آنها مردان، زنان و کودکان بیگناۀ ما را بدون در نظر داشت عقیده، نژاد و یا موقعیت به قتل رسانیدند. اگر بخاطر اعمال قهرمانانۀ سرنشینان یکی ازین طیارات نمیبود، آنها بر یکی از بزرگترین سمبول های دیموکراسی ما در واشنگتن نیز حمله نموده و یک عدۀ بیشتر را بقتل میرسانیدند.

طوریکه میدانیم، این افراد مربوط القاعده بودند، یک گروۀ افراطی که اسلام، یکی از بزرگترین مذاهب جهان را تحریف کرده اند، تا قتل عام مردم بیگناه را توجیه نموده باشند. پایگاۀ عملیات القاعده در افغانستان بود، جائی که طالبان، یک جنبش ظالم، مختنق و افراطی که کنترول آن کشور جنگ زده را بعد از اشغال شوروی و جنگ داخلی وبعد ازانکه توجۀ امریکا و دوستان آن منحرف گردید، بدست گرفت و به القاعده پناه داده بود.

صرف چند روز بعد از ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ کانگرس استفاده از قوه را علیۀ القاعده و کسانی که به آن پناه داده بودند، اجازه داد و این اجازه هنوز هم ادامه دارد. در رای گیری مجلس سنا ۹۸ سناتور به آن رای دادند بدون اینکه کسی بمقابل آن رای بدهد. رای گیری در مجلس نمایندگان ۴۲۰ بمقابل یک بود. ناتو برای اولین بار در تاریخ آن اتحادیه از فقرۀ پنجم استفاده نمود و آن تعهدی است که میگوید حمله بر یک عضو آن ، حمله بر همۀ اعضاست. و شورای امنیت ملل متحد استفاده از همۀ اقدامات لازم را برای پاسخ به حملات ۱۱ سپتمبر تصویب کرد. امریکا، متحدین ما و جهان برای از بین بردن شبکۀ دهشت افگنی القاعده مثل یک مرجع عمل میکردند تا از امنیت دسته جمعی ما محافظت نمایند.

ما تحت پرچم اتحاد داخلی و مشروعیت بین المللی و صرف بعد ازانکه طالبان از تسلیمی اسامه بن لادن امتناع ورزید، عساکر ما را به افغانستان اعزام نمودیم. ظرف چند ماه، القاعده پراگنده شد و بسیاری از عمال آن بقتل رسید. طالبان از قدرت برانداخته و عقب زده شد. محلی که براه ده ها سال صرف ترس را دیده بود، دلیلی برای امیدواری یافت. طی کنفرانسی که توسط ملل متحد دایر شده بود، یک حکومت مؤقت تحت ریاست حامد کرزی تشکیل گردید. و یک قوۀ بین المللی مساعدت امنیتی یعنی آیسف تاسیس شد تا صلح پایداری را دران کشور جنگ زده بمیان آورد.

متعاقباً در اوائل سال ۲۰۰۳، تصمیم گرفته شد تا جنگ دومی را با عراق براه اندازیم. مباحثات روی جنگ عراق شهرت کافی دارد و لازم نیست تکرار کرد. کافیست بگوئیم که شش سال بعد عراق یک بخش عمدۀ عساکر ما را مشغول ساخت و منابع ما، دپلوماسی و توجۀ ملی ما را احتوا کرد و تصمیم جنگ عراق اختلافی را بین امریکا و یک قسمت زیاد جهان سبب گردید.

امروز بعد از مصارف فوق العاده ما جنگ عراق را بیک پایان مسؤلانه میرسانیم ما عساکر محارب خود را تا تابستان آینده و همۀ عساکر ما را تا ختم سال ۲۰۱۱ از عراق خارج خواهیم کرد. این که ما این کار را میکنیم گواهی کرکتر زنان و مردان قوای نظامی ماست. از برکت شجاعت ثابت و پایداری آنها، ما برای عراقی ها فرصت تصمیم در مورد سرنوشت شان را فراهم کردیم و ما عراق را مؤفقانه بمردم آن کشور واگذار میشویم.

اما ما در حالیکه در عراق با مشقات زیاد دست آوردهای تاریخی داشتیم، در افغانستان اوضاع رو بخرابی نهاد. رهبری القاعده بعد ازانکه در سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ به پاکستان فرار کرد، پناه گاۀ خود را درانجا بنا نمود. اگرچه مردم افغانستان یک حکومت مشروع را انتخاب کردند، اما این حکومت را فساد اداری، قاچاق مواد مخدر، اقتصاد انکشاف نیافته و عدم موجودیت قوای امنیتی کافی مانع میشود. طی چند سال گذشته طالبان هدف مشترک خود را با القاعده نگه داشته است و آن برانداختن حکومت افغانستان است. طالبان تدریجاً به اخذ کنترول بخش هایی از افغانستان را آغاز نموده و در عین زمان بطور فزاینده ای اعمال تباه کنندۀ دهشت افگنی را علیۀ مردم پاکستان براه انداخته است.

مردم افغانستان برای ده ها سال خشونت را تحمل کردند، آنها با اشغال اتحاد شوروی و بعد جنگجویان خارجی القاعده مقابل شدند که از سر زمین افغانستان برای مقاصد شان استفاده نمودند، لذا امشب میخواهم که مردم افغانستان بدانند ، امریکا در صدد خاتمه دادن به این دوران جنگ و رنج است. ما علاقمندی به اشغال کشور شما نداریم ، ما از مساعی حکومت افغانستان برای باز کردن باب مذاکره با آن طالبانیکه خشونت را ترک گویند و حقوق انسانی همشریان شان را احترام گذارند پشتیبانی میکنیم و ما در صدد شراکت با افغانستان بر اساس احترام متقابل برای تجرید آنانی خواهیم بود

- تخریب کاری میکنند

- برای استحکام آنانیکه اعمار مینمایند

- تقویه تسریع روزیکه عساکر ما آنجارا ترک گویند

- ایجاد دوستی پایداری که در آن امریکا شریک شما خواهدبود و هیچ گاهی شمارا تحت الحمایه قرار نخواهد داد، کار خواهیم کرد.

سوم :

ما با درک کامل این امر که پیروزی ما در افغانستان ارتباطی نا گسستنی به شراکت ما با پاکستان دارد، اقدام مینمائیم.

ما برای جلوگیری از سرطان در افغانستان هستیم که بار دیگر در آن کشور سرایت میکند.

ولی ، عین این سرطان در منطقۀ سرحدی پاکستان ریشه دارد و به همین دلیل است که ما به ستراتیژی نیاز داریم که در هر دو جانب سرحد کار نماید.

در گذشته افرادی در پاکستان بوده اند که استدلال میکردند که مبارزه علیه افراطگرائی نبرد آنها نیست و اینکه پاکستان با اقدام کمتر و یا مسامحه با آنانیکه از خشونت استفاده میکنند، وضع بهتری خواهد داشت ، ولی در سال های اخیر با کشته شدن ، مردم بیگناه از کراچی تا اسلام آباد واضح گردید که این مردم پاکستان هستند که بیشتر در معرض خطر از جانب افراطگراها قرار دارند.

افکار عامه تغیر نمود، اردوی پاکستان تهاجمی را در سوات و وزیرستان جنوبی براه انداخت و شکی نیست که ایالات متحده و پاکستان دشمن مشترکی دارند.

در گذشته ما هم اکثراً روابط خود را با پاکستان محدود تعریف میکردیم ، آنروز ها گذشته است، برای پیشرفت ما به مشارکت با پاکستانی متعهد هستیم که مبطنیست بر منافع مشترک ، احترام متقابل و اعتماد متقابل.

ما ظرفیت پاکستان را استحکام خواهیم بخشید تا گروه های هدف قرار بدهد که کشور های مارا تهدید میکنند و این را واضح ساختیم که ما پناگاه مصؤن را برای دهشت افگنانیکه موقعیت شان معلوم است و نیات شان واضح است ، تحمل نخواهیم کرد.

امریکا همچنان منابع قابل ملاحظۀ را برای پستیبانی از دیموکراسی و انکشاف پاکستان فراهم میسازد.

ما بزرگترین پشتیبان بین المللی برای آن پاکستانی هایی هستیم که در اثر جنگ بیجا شده اند، و برای پیشرفت در این جهات مردم پاکستان باید بدانند که امریکا پشتیبان قوی امنیت و آسایش پاکستان برای مدت های طولانی بعد از آنکه تفنگ ها خاموش گردد ، باقی خواهد ماند ،تا آنکه استعداد بزرگ مردم آن شگوفان شود.

این ها سه عنصر اصلی ستراتیژی ماست :

مساعی نظامی برای ایجاد شرایط برای انتقال ، یک افزایش ملکی که اقدامات مثبت را تقویه نماید، و مشارکت مؤثر با پاکستان.

من درک میکنم که یک سلسله نگرانی های در مورد روش ما موجود است، اجازه بدهید مختصراً به چند استدلال عمدۀ که شنیده ام و آنرا بسیار جدی میگیرم ،اشاره نمایم.

نخست: آنانی هستند که استدلال میکنند، افغانستان ویتنام دیگریست.

آنها استدلال میکنند که این کشور با ثبات شده نمی تواند و بهتر است ما تلفات خود را متوقف بسازیم و به سرعت خارج شویم.

این استدلال متکی بر قرأت نادرست از تاریخ است، برخلاف ویتنام ،ما به یک بغاوت محبوبی با پایه های وسیع مواجه نیستیم، و مهمتر از آن بر عکس ویتنام مردم امریکا مذبوهانه از افغانستان مورد حمله قرار گرفتند و بحیث هدف عین افراطیون قرار دارندکه از امتداد سرحد آن کشور دسیسه میکنند.

اگر این ساحه را حالا ترک بگویم ،و تنها بر مساعی علیه القاعده از فاصلۀ دور اتکا کنیم ، توانائی خود را برای حفظ فشار بر القاعده به نحو قابل ملاحظۀ صدمه خواهیم زد و خطر غیر قابل قبول حملات بیشتر را بر سرزمین مان و متحدین ما ایجاد خواهیم کرد.

ثانیاً ، هستند کسانیکه اعتراف میکنند ما نمیتوانیم افغانستان را در حالت موجود ترک نمائیم ، اما ابراز نظر مینمایند که با سطح موجودۀعساکر باید به پیش برویم ، اما این اقدام وضع موجود را نگه خواهد داشت که ما در – گیر آن هستیم ، و میگذارد که اوضاع در آنجا به آهستگی روبه وخامت برود و چنین امری آخرالمر هزینۀ زیادی بکار خواهد داشت و موجودیت مارا در افغانستان طولانی خواهد ساخت ، زیرا ما هیچگاهی قادر نخواهیم بود، شرایطی را بوجود آوریم که برای تربیه قوای امنیتی افغانستان و سپردن مسؤلیت به آنها لازمیست.

بلاخره هستند کسانیکه با تعین تقسیم اوقات برای انتقال مسؤلیت به افغانها مخالفت میکنند. در حقیقت برخی توسعۀ قابل ملاحظه و بی پایان جنگ مساعی محاربوی مارا تقاضا دارند،چیزی که مارا به پروژۀ ملت سازی تا 10 سال متعهد میسازد، من این مسیر را رد میکنم زیرا ، اهدافی را تعین مینماید که فراتر از آنچیزیست که ما میتوانیم ، ما مصارف معقول بدست آوریم ، و آنچه ما ضرورت داریم که بدست آوریم ، تأمین منافع ماست، مزید بر آن عدم موجودیت یک تقسیم اوقات برای امنیت مارا از هرگونه تعجیل در کار کردن با حکومت افغانستان باز میدارد ، باید واضح گردد که افغانها باید مسؤلیت امینت شانرا بدست بگیرند و امریکا علاقمندی به یک جنگ بی پایان در افغانستان ندارد ، به حیث رئیس جمهور از تعین اهدافی که فراتر از مسولیت ما باشد رد میکنم،یعنی ابزار و منافع ما.

و من باید بر آزمون های که ملت ما با آن مواجه است ، تاکید نمایم ،من این تجمل تعهد به تنها یک امر را ندارم در حقیقت من به این کلمات رئیس جمهور آیزن هاور ، فکر میکنم که وقتی در مورد امنیت ملی ما گفته بود هر پیشنهاد باید در پرتو تعمق وسیع یعنی ضرورت به حفظ موازنه در برنامه های ملی نگریسته شود.

در سراسر این مدت تعداد عساکر ما در افغانستان یک مقدار کوچک تعداد عساکر ما در عراق بود. وقتی من عهدۀ ریاست جمهوری اختیار کردم، ما صرف ۳۲ هزار عسکر در افغانستان داشتیم، بمقایسۀ ۱۶۰ هزار عسکر ما در عراق که در اوج جنگ بود. قوماندان ها در افغانستان مکرراً خواستار عساکر بیشتر میشدند تا با طالبان که جهش تازه یافته بود برخورد نمایند، اما این نیروهای اضافی برای شان نرسید. بهمین دلیل وقتی من کار خود را آغاز کردم، تقاضای دیرینه برای عساکر اضافی را منظور کردم. من بعد از مشوره با متحدین ما ستراتیژئی را اعلام نمودم که ارتباط بین مساعی جنگ ما در افغانستان و پناه گاۀ افراطیون در پاکستان را اذعان کرد. من هدفی را تعیین کردم که خیلی مشخص اخلال، از بین بردن و شکست القاعده و متحدین افراطی آن را تعیین کرده و تعهد نمود که به قوای نظامی ما و مساعی ملکی انسجام بیشتر بدهد.

ازان وقت تاکنون ما در قسمت بعضی از اهداف مهم پیشرفت هایی نموده ایم. رهبران عالیرتبۀ القاعده و طالبان کشته شده اند و ما فشار را بر القاعده در سراسر جهان بیشتر ساخته ایم. در پاکستان اردوی آن کشور به بزرگترین تهاجم خود طی سالها مشغول است. در افغانستان ما و متحدین ما طالبان از متوقف ساختن انتخابات مانع شدیم و اگرچه این انتخابات بخاطر تقلب لکه دار شد ولی حکومتی را بمیان آورد که مطابق به قانون اساسی و سایر قوانین افغانستان است.

با آنهم چالش های بزرگی باقی مانده است. افغانستان از دست نرفته ، ولی چندین سال بعقب رفته است. خطر فوری برای برانداختن حکومت وجود ندارد، ولی طالبان جهش تحرک کسب کرده است. القاعده در افغانستان دوباره به تعداد قبل از حملۀ ۱۱ سپتمبر ظهور ننموده ولی پناه گاۀ خود را در امتداد سرحد حفظ نموده است. و قوای ما منابع کافی برای تعلیم مؤثر قوای امنیتی افغانستان ندارد تا مردم را محفوظ سازند. جنرال مکرستل قوماندان جدید ما در افغانستان گزارش داده است که وضع امنیتی جدی تر ازان است که پیشگوئی میشد. خلاصه اینکه وضع موجود قابل دوام نیست.

شما بحیث محصلین اکادمی نظامی درین وقت خطرناک برای خدمت رضاکارانه آماده شدید. بعضی از شما در افغانستان خدمت نمودید. بسیاری دیگر بعدتر سوق داده خواهند شد. من منحیث قوماندان اعلی شما مکلف هستم برای تان ماموریت واضحی را که سزاوار خدمت شمتا باشد، تعیین کنم. روی همین دلیل وقتی انتخابات در افغانستان تکمیل شد، من بر ارزیابی دقیق استراتیژی ما اصرار ورزیدم. اجازه بدهید واضح حرف بزنم، کسی هرگز تقاضا نکرده بود که قبل از سال ۲۰۱۰ عساکر سوق داده شوند، پس در قسمت منابع لازم برای جنگ نه تاخیری صورت گرفته و نه رد شده است. در عوض، این ارزیابی بمن اجازه داد تا سؤالات مشکل را بکنم و با تیم امنیت ملی ام، قوای نظامی ما و رهبری ملکی در افغانستان و متحدین و شرکای عمدۀ ما، طرق مختلف را جستجو نمایم. آنچه مطرح است، من بمقابل مردم امریکا و عساکر ما مکلف هستم که ازان کمتر نکنم.

این ارزیابی اکنون تکمیل شده است. و من منحیث قوماندان اعلی تصمیم گرفتم که برای مصالح ملی ما لازم است که ۳۰ هزار عسکر اضافی به افغانستان بفرستیم. بعد از ۱۸ ماه عساکر ما به بازگشت بوطت آغاز خواهند کرد. این منابعی است که ما به آن نیاز داریم تا ابتکار را بدست خود بگیریم و در عین زمان ظرفیت افغان ها را اعمار کنیم تا ما رابر ای یک انتقال مسؤلانۀ قوای ما در افغانستان قادر سازد.

من این تصمیم را به آسانی اتخاذ نکردم. من دقیقاً بخاطری با جنمگ عراق مخالف بودم که عقیده دارم که در قسمت استفاده از قوای نظامی باید خویشتن داری داشته باشیم و همیشه عواقب دراز مدت اعمال ما را مد نظر دارم. ما برای هست سال در جنگ بوده ایم، که بهای آن چه از نقطۀ نظر جانی یا مالی گزاف بوده است. سالها مباحثه روی موضو عراق و دهشت افگنی اتحاد ما را در مورد موضوعات امنیت ملی از بین برد و برای این مساعی یک زمینۀ خیلی دو قطبی و حزبی را ایجاد کرد. و بدترین بحران از زمان پس روی عمیق اقتصادی سال های ۱۹۳۰ باینطرف مردم امریکا توجه را بر اعمار مجدد اقتصاد ما و یافتن شغل برای بیکاران معطوف ساخته که قابل فهم و درک است.

مهمتر از همه من میدانم که این فیصله نسبت بهر کسی دیگر از شما، از قوای نظامی که همراه با فامیل های تان هم اکنون بیشترین بار را بدوش دارید، مطالبه میکند. من منحیث رئیس جمهور نامۀ تعزیت را بهر یک از فامیل های امریکائیانی امضا کرده ام که جان شان را درین جنگ ها از دست داده اند. من نامه های والدین و همسران کسانی را بجنگ سوق داده شده اند خوانده ام. من از عساکر شجاع مجروح در شفاخانۀ نظامی والتر رید دیدن کردم. من از تابوت های ۱۸ امریکائی که در جنگ کشته شده اند در میدان هوائی نظامی دیدن نمودم من بهای جنگ را بچشم سر دیده ام. اگر من فکر نمیکردم که امنیت ایالات متحده و مصونیت مردم افغانستان در معرٰض خطر است به خوشی هدایت میدادم که فردا هر یک از عساکر ما بوطن بازگردند.

سی هزار عسکری را که من اعلام میکنم در بخش اول سال ۲۰۱۰ بسرعت ممکن اعزام خواهند شد، تا شورشیان را هدف قرار داده بتوانند و مراکز عمدۀ پرنفوس را امن سازند. این سوقیات قابلیت و ظرفیت ما را برای تعلیم و تربیۀ قوای امنیتی افغانستان و شراکت ما را با آن قوا افزایش خواهد داد تا ما بتوانیم یک تعداد بیشتر افغان ها را در جنگ دخیل سازیم. و آنها در قسمت ایجاد شرایط برای انتقال مسؤلیت از ایالات متحده به افغان ها کمک حواهد کرد.

چون این یک مساعی بین المللی است، من خواستار شده ام که متحدین ما نیز با ما در اعزام عساکر بیشتر بپیوندند. بعظی ازانها هم اکنون عساکر اضافی فراهم نموده اند و ما مطمئن هستیم که در روزها و هفته های آینده عساکر بیشتر تعهد خواهد شد. دوستان ما در افغانستان در پهلوی ما جنگیدند، خون ریختند و جان های خود را فدا کردند. اکنون، ما باید یکجا شده و این جنگ را بطور مؤفقانه ای به پایان برسانیم. زیرا آنچه کعروض بخطر است صرف آزمایش اعتبار ناتو نه بلکه امنیت متحدین ما و امنیت مشترک جهان است.

این عساکر اضافی امریکا و بین المللی، مجموعاً، ما را قادر میسازد، تا تسلیمی مسؤلیت را به عساکر افغانستان تشریع میکند و ما را قادر میسازد تا انتقال عساکر ما را از افغانستان در ماۀ جولای سال ۲۰۱۱ آغاز کنیم. طوری که ما در عراق انجام دادیم، ما این انتقال مسؤلیت را با در نظر داشت شرایط در ساحه بمنصۀ اجرا قرار خواهیم داد. ما به دادن مشور و کمک به قوای امنیتی افغانستان ادامه خواهیم داد تا مطمئن شویم که آنها در دراز مدت میتوانند پیروز گردند. اما این برای حکومت افغانستان، و مهم تر ازان، برای مردم افغانستان واضح خواهد بود که آنها در نهایت امر مسؤل کشور خود شان هستند.

XS
SM
MD
LG