لینک های دسترسی

واشنگتن پست: وعده های افغانستان به شورشیان اکثراً میان تهی است


روزنامهُ واشنگتن پست می نویسد، فدا محمد، برای امرار حیات خود و خانواده اش، با طالبان پیوسته بود تا پولی که بدست می آورد بتواند فامیلش را اعاشه نماید.

وی در حالیکه کلشنکوف در پشت خود حمل می کرد، راه باریکی را در خم و پیچ کوه های پاکستان دها بار پیموده است، قبل از اینکه بر عساکر امریکا حمله نماید. ولی این بار محمد تصمیم ماموریت مخفی تسلیم شدن را گرفته است.

وی تصمیم گرفته بود تا از شورش دست بردارد، و به حکومت رو آورد که وعدهٌ کار، و زمین را در بدل دست کشیدن از شورش داده است. محمد به امیدواری جنرال مککرستل برای خاتمه دادن به جنگ هشت ساله می اندیشید، و آنرا در ذهن خود مجسم می ساخت.

پروگرام های شمولیت شورشیان دوباره به جوامع افغانی، و شاید هم تشویق آنها بر علیه برادران شان در شورش، هدف استراتیژی جدید ادارهٌ رئیس جمهور اوباما می باشد.

ولی تجربهٌ محمد ، داستان هوشدار دهندٌ را بیان می دارد. چهار ماه بعد از اینکه محمد تسلیم شد، حکومت افغانستان به تمام تعهدات خود پشت پا زد، به این ترتیب محمد نه تنها بیکار ماند، با فامیل ده نفری خود جای برای بود و باش هم ندارد. محمد که مورد شکار طالبان قرار گرفت، اکنون از ترس قوای نظامی امریکا اکثر وقت خود را در مخفی شدن در مخفیگاه ها سپری می نماید.

در نبردی که هر کس باید طرف واقع گردد، محمد از انتخاب جهت خود پشیمان است.

محمد ، هفتهٌ قبل ، در هوای بسیار سرد، در حالیکه زیر یک کمپل پاره پاره و کهنه خود را پنهان نموده بود ، گفت ( نمی دانم چه کنم، نمی دانم کجا بروم).

چنین قضایا، علت عمدهٌ ایست که ایالات متحده و متحدینش، پلان سرمایه گزاری های وسیعی را در پروگرام کاریابی، و کمک های دیگر برای جلب جذب جنگجویان طالبان در نظر دارند.

جنرال ریچارد بارونز، که ماه قبل جهت تلاش های ناتو برای جلب و جذب مجدد وارد کابل گردید، می گوید این موضوع مربوط به هر بخش پلان جنرال مککرستل می گردد. وی گفت من کاملاَ معتقد هستم که این امکان دارد، و همین حالا وقت آن است. این فرصتی است که مردم افغانستان بار دیگر آنرا نخواهند داشت. بسیاری از افغانان این را درک نموده اند و آماده هستند که از آن استفاده نمایند.

محمد که سی و شش سال عمر دارد، مرد لاغر و ضعیف البنیه است، مو های سرش رفته است. وی در دههٌ ۱۹۸۰ کلشنکوف خود را حاصل نمود، زمانیکه عساکر اتحاد شوروی هنوز افغانستان را در اشغال خود داشتند، و مثل اکثریت از مردان مسلح دیگر کشورش، محمد از نبرد دست نبرداشت.

در هشت سال گذشته دشمن وی امریکا بوده است. ولی در تابستان امسال، وی احساس نمود که دیگر از جنگ خسته شده است، و تصمیم گرفت که پس از سالها زندگی نمودن در میان شورشیان در حال تبعید در پاکستان، دوباره به کشورش بر گردد. یک شب ، در ماه آگست ، وی قوماندانان خود را فریب داده برایشان گفت که برای حمله به پایگاه امریکا داخل افغانستان می شود، و به این ترتیب با پدر و پنج برادر خود طالبان را ترک نموده و خود را به حکومت تسلیم نمودند. وی فکر نمود که با این تصمیم ، می تواند با فامیل خود یک زندگی جدید را آغاز مینماید.

محمد می گوید: اکنون اطفالم از من می پرسند که چرا نمی توانیم دوباره به زندگی قبلی خود، یعنی زمانی که من جنگ می کردم، بر گردیم. وی گفت زمانی که با طالبان همدست بود ، فامیش زندگی بهتر داشتند. محمد می گوید در پاسخ به سوال اطفالم چیزی برای گفتن ندارم.

مردانی که محمد را به حکومت معرفی نمودند، می گویند برای محمد و مردان دیگر که بخاطر تعهدات حکومت دست از جنگ برداشتند، متاثر هستند، تعهداتی که بعداً معلوم شد دروغ بود.

حاجی جان محمد ، آمر پروگرام آشتی و مصالحه ولایات ننگرهار و لغمان می گوید ، ما برای این مردان هیچ کمکی انجام داده نمی توانیم، ما هیچگونه کمکی را از حکومت مرکزی حاصل نمی نمائیم. ما برای این اشخاص کار وعده نموده ایم، ولی کاری موجود نیست، ما برایشان زمین وعده نموده ایم، ولی زمینی وجود ندارد.

XS
SM
MD
LG