لینک های دسترسی

مریم از کمپ مهاحرین پشاور تا کاندید جایزۀ شبکۀ N-Peace


در پهلوی پیشبرد دو برنامۀ رادیویی، مریم امرخیل، شرایط کاری را برای ۲۵۰ زن در بخش خیاطی فراهم کرده است.

در پهلوی پیشبرد دو برنامۀ رادیویی، مریم امرخیل، شرایط کاری را برای ۲۵۰ زن در بخش خیاطی فراهم کرده است.

تلاش مریم امرخیل، دختر بیست سالۀ افغان، در راستای تشویق خانواده ها در ولایت میدان وردگ مبنی بر اجازه دادن دختران شان به مکتب، موجب شده تا این دخت افغان کاندید جایزۀ شبکۀ موسوم به N-PEACE شود.

مریم می‌گوید زمانی که او تازه از پاکستان ولایت میدان وردگ بر گشت، از تمام قریۀ که او در آن زندگی می کند، فقط سه دختر به مکتب می‌رفت، اما او با تلاش های پی هم موفق شد تا خانواده های ۵۰ دختر را راضی کند تا دختران شان را اجازۀ رفتن به مکتب را بدهند.

مریم امرخیل زمانیکه شش ساله بود، در یکی از کمپ های مهاجرین افغان مقیم پشاور به مکتب رفت، اما یک سال پس از آن، فقر خانوادۀ او را وا داشت تا دو باره به افغانستان برگشت کند.

مریم می گوید زمانیکه از پشاور به سوی افغانستان در حالی سفر بود، فقط به یک موضوع می اندیشد: آیا در افغانستان مکتب است یا نه؟ او می گوید، زمانیکه به قریۀ شان در ولایت میدان وردک رسید، هیچ مکتبی در آن قریه نبود، اما در شهر میدان وردک که از قریه آنان فاصله داشت، لیسۀ نسوان میدان وردگ، فعال بود.

او می گوید که تنها موجودیت مکتب برای دختران کافی نبود؛ برای رفتن به مکتب، دختران با محدودیت و ممانعت خانواده های شان مواجه بوده اند و هنوز هم استند، زیرا ذهنیت حاکم در آن ولایت این است که هرگاه دختران به مکتب بروند، به اصطلاح "چشم سفید" می شوند.

مریم به یاد دارد که در گام اول پدرش او را اجازۀ رفتن به را مکتب را نداد، و دلیل آن نیز عرف حاکم نسبت به دختران در آن ولایت بود.

مریم می گوید: " بعضی از خویشاوندان نزدیک ما، به پدرم گفتند دخترتان لایق است؛ اما نمی‌شود به مکتب برود؛ چون اینجا اطراف است و دختر سفید چشم می‌شود."

مریم می‌گوید با تحمل مشکلات بالاخره توانست پدرش را قناعت دهد که او را اجازۀ رفتن به مکتب را بدهد. اما او فقط به مکتب رفتن خود، قناعت نکرد: با وجودیکه سن اش کم بود، مریم تلاش کرد تا سایر دختران نیز اجازه یابند و به مکتب بروند.

فعالیت اش را از صحبت با خانواده های که در قریه او زندگی می کردند، آغاز کرد و تلاش اش فقط به یک موضوع متمرکز بود: دختران شان را اجازه دهند تا به مکتب بروند و موفق هم شد. در آغاز، شماری دختران که به مکتب می رفتند، فقط به سه نفر می رسد، اما پس از تلاش های مریم، تعداد آنان به ۵۰ شاگرد دختر، افزایش یافت.

قناعت خانواده ها یگانه مشکل مریم نبود. از بخت بد، در سال ۱۳۸۶ خورشیدی، لیسۀ نسوان که مریم و سایر دختران در آن مصروف آموزش بودند، از سوی گروه طالبان، به آتش کشیده شد.

مریم در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، احساس خود را در مورد سوختانیدن مکتب اش چنین بیان کرد: " وقتی مکتب را دیدیم، تمام مکتب، اسنادهای ما سوخته بود. آنجا چیزی دیگر نبود؛ اسناد ما....."

به گفتۀ مریم، قبل از سوختانیدن مکتب توسط طالبان، مجموعاً ۱۱۰۰ دختر در آن مکتب مصروف درس بودند و در هر صنف ۲۰ دختر آموزش می دید. اما پس از آتش زدن مکتب، در هرصنف کمتر از چهار نفر باقی ماند.

او می‌گوید صنف نهم بود که مقامات ریاست معارف دروازۀ مکتب‌ شان را بسته کردند و گفتند توانایی پرداخت معاشات معلمان را برای تعداد اندک شاگرد ندارند.

اما این هم نتوانست به عزم مریم برای ادامۀ تحصیل خلل وارد کند؛ برای ادامۀ تحصیل به کابل آمد، اما مشکل اقتصادی او را باز هم تحت فشار داد.

او می گوید: "اول که من به مکتب آمدم یونیفورم نداشتم. یک چپن از خویشاوندان ما بود، آنرا پوشیدم؛ بسیار کلان بود؛ با همان مکتب آمدم. همه دخترها بالای من خنده می کردند و می‌گفتند این دختر ببینید، اطرافی است و... "

مشکل اقتصادی هم نتوانست مانع رفتن او به مکتب شود. او در خامکدوزی و خیاطی مهارت داشت و برای هم صنفانش لباس های افغانی می دوخت و از پول آن برای خود قرطاسیۀ مورد ضرورت خود را خریداری می کرد.

فراغت از تحصیل

با وجود مشکلات اقتصادی، مریم بالاخره از مکتب فارغ شد و به تعقیب آن سال گذشته از رشتۀ ادبیات پشتو پوهنتون کابل فارغ شد.

او اکنون در یک رادیوی محلی که در ولایات پکتیا، پکتیکا و خوست شنیده می‌شود، دوبرنامه برای زنان دارد: یکی در مورد مشکلات خانوادگی و روانی و دیگری مصاحبه با فعالان حقوق زن و فعالان جامعۀ مدنی.

اما فعالیت مریم به کار های رادیویی و مدنی محدود نمانده است. او پس فراغت از مکتب، کار خیاطی خود را با استفاده از قرضۀ کوچکی که از نزد یکی از خویشاوندان اش به دست آورده بود، کمپنی خیاطی خود را تا اندازۀ گسترش داد. حال، توانسته است تا برای ۲۵۰ زن افغان، شرایط اشتغال را نیز فراهم کند و علاوه بر آن، در صدد است تا برای تولیدات کمپنی اش که موسوم به "زرتار" است، بازار های بین المللی پیدا کند.

او تا حال توانسته است تا در هند، استرالیا، اوکراین و روسیه برای کالاهای تولیدی کمپنی اش، بازار های کوچکی پیدا کند.

وژمه یکی از کسانی است که با مریم در کمپنی تولید کالاها در بخش دیزان‌ کار می‌کند و به باور او، مریم یک دختر مبارز است.وژمه در مورد می گوید: " یک دختر مبارز و شخص فعال است."

از کمپ مهاجرین افغان در پشاور تا کاندید جایزۀ N-Peace

حالا مریم به دلیل این فعالیت‌ هایش نامزد جایزۀ صلح نهادN-Peace Network شده و قرار است نتیجۀ آن در ماه آیندۀ میلادی مشخص شود. نهاد N–Peace یک شبکۀ چند ملیتی است که برای آگاهی دهی در مورد صلح در کشور های آسیایی کار می‌کند و تلاش می کند تا مسایل مربوط به زنان، صلح و امنیت را تحت پوشش قرار دهد.

این شبکه از رهبریت زنان در مناطق تحت منازعه حمایت می‌کند. و برای تقویه و ترویج اجرای قطعنامۀ ۱۳۲۵ملل متحد نیز کار می‌نمایید.

XS
SM
MD
LG