لینک های دسترسی

هما طرزی، شخصیت چندین بعدی در عرصه هنر


هما طرزی

هما طرزی

هما طرزی، جوانترين فرزند محمدصديق طرزی، نواده غلام محمد خان طرزی شاعر بزرگ قرن ۱۹ افغانستان است که در هفتم جنوری ۱۹۵۱ میلادی در شهر کابل زاده شد.

هما طرزی بعد از پایان دورۀ تحصیل در پوهنتون کابل و اخذ دیپلوم در رشته علوم تربیتی، جهت ادامه تحصیلات و اخذ دکترای ادبیات فارسی‌ در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما بحران ناشی از کودتای کمونيستی در افغانستان و سپس انقلاب اسلامی در ايران، سبب شد که تحصيلات را نيمه تمام رها کند و در ماه فبروری سال ۱۹٧۹میلادی عازم ایالات متحدۀ امريکا شود و در شهر نيويارک اقامت گزيند.

بانو طرزی از آوان جوانی شعر می‌ سرود که اشعارش بین سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۵ به طور مرتب در نشریات معتبر افغانستان چون: مجله پشتون ژغ، میرمن، ژوندون، اردو و روزنامه پر تیراژ کاروان بطور مرتب به چاپ رسیده است.

همزمان آثار او در مجلات معتبر ایران مثل سخن، یغما و اطلاعات هفتگی به چاپ میرسید.

هما نخستین بانویست که شعر سپید و آزاد را در افغانستان سرود و نیز دو مجموعه کامل عرفانی را تقدیم دوستان شعر کلاسیک معنوی نمود.

طراح لباس

هما طرزی بعد از مهاجرت به شهر نیویارک اندوخته های ادبی اش را برای مدتی کنار گذاشت و به هنر دیگرش، طراحی و دیزاین لباس پرداخت.

هما طرزی

هما طرزی

از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۲ به این هنر ادامه داد و از سال ۱۹۹۲ تا سال ۱۹۹۹ درشرکتBergdorf Goodman به عنوان مدیر اصلاح و تعمیر لباس ایفای وظیفه نمود. از سال ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۰۸ در شرکت طراح معروف ایتالیایی Giorgio Armani به عنوان رئیس اصلاح و تعمیر لباس در ایالات متحده امریکا مشغول کار بود و از سال ۲۰۰۸ تا کنون در شرکت Lord & Taylor به عنوان رئیس اصلاح و تعمیر لباس ایفای وظیفه نموده است.

لباس عروس - طرح هما طرزی

لباس عروس - طرح هما طرزی

ضروریات میز عروس - طراحی هما طرزی

ضروریات میز عروس - طراحی هما طرزی

همای نگارگر

لحظاتی به سراغ همای نگارگر رفتیم که در رابطه به فعالیتهای چشمگیر خود در عرصه هنر نقاشی صحبت نمود.

اثری از هما طرزی

اثری از هما طرزی

نقاشی های هما بازتاب دهنده والایی مقام و موقف زن در جامعه است یعنی در موقع سرایش شعر هم همین مفهوم را در نظر داشته است.

هما هنر نقاشی را هم از خانواده اش به ارث برده و یکی از هنرمندانیست که برای اشعارش نقاشی میکند و یا برای نقاشی هایش شعر می‌ سراید.

هما طرزی

هما طرزی

همای شاعر

هما طرزی از شمار شاعران پر آوازۀ سال‌های شصت و هفتاد سدۀ پيش در افغانستان و ايران است، اما به‌دلايل خاص، بيش از سی سال سکوت کرد و شعرهای خود را از انظار پنهان نگهداشت. تاکنون پنج اثر از مجموعه غزلیات و یکی هم گزینۀ اشعار از وی زیور چاپ یافته است.

ئنج مجموعه شعری هما طرزی

ئنج مجموعه شعری هما طرزی

هما طرزی در باره سروده هایش می‌ گوید که در عصر کوچ های پی‌ در پی‌ متاسفانه از اشعار قدیمی اش تعداد زیادی در دست نیست و آنچه موجوداست به همت والای عده ی از دوستان از نشریات مختلف جمع آوری شده است، که برخی‌ از آنها در مجموعۀ (میلاد نسترن ها ) که نخستین گزینه سروده های اوست، گنجانیده شده است که در سال ۲۰١۱ به چاپ رسید.

در سال ۲۰۱۲ دومین گزینه اش بنام (زمزمه های نیایش) در امریکا به چاپ رسید. در بهار ۲۰۱۳ سومین گزینه ی او بنام (کوچ پرندگان) و در تابستان همان سال چهارمین گزینه شعری وی بنام )نوید سحری) به دست نشر سپرده شد. (شکوه برف ها) پنجمین گزینه ی سروده های اوست که در امریکا به زینت چاپ آراسته ‌گردیده است.

هما در غربت هم در سرزمین مادری اش می زیید و در سالهای پسین در شهر نیویارک نیست؛ کابل جغرافیای رؤیایی او و مسکن باور هایش و بهارهایش است.

در مورد اشعار هما طرزی، استاد لطیف ناظمی تقریظ زیبای نگاشته است که برخی از نکات آن برای معرفی کلام بانو طرزی قابل تذکر است:

"بیشترینه شاعر زنان ما در آن سال ها نقاب سیاهی روی حس و عاطفه شان کشیده بودند تا جامعه ی واپس مانده، از نفرت و نفرین شان، دست بردارد. دروغ می گفتند؛ حرف دل شان را بر زبان نمی آوردند تا تازیانه ی شماتت و نفرت ،شانه های خاطر شان را نیلگون نسازد.آنچه را که حس می کردند؛ نمی نوشتند و هرچه می نوشتند حس و خواست شان نبود، نه میراثدار رابعه ی بلخی بودند و نه مرده ریگی از مهستی و فروغ در شعر شان بود. سروده های بیخون پاره یی ازاین شاعر زنان ،نشخواری از شاعر مردان پارینه بود و تکرار صدا های تکرار شده در رواق فرسوده ی تاریخ. تو از گلوی دیگران فریاد نمی زدی. صدای تو از خودت بود؛ صدایی که در آن خود سرایی شاعری را گواه بودیم."

آقای ناظمی علاوه می کند "همواره خود را می سرودی؛ بی هرگونه پنهان کاری. یادم می آید در همان سالها در یکی از سروده هایت نوشته بود ی: ( من منفجر می شوم ؛ من منفجر می شوم) و متولیان ادبیات با تمسخر به این گفته ات خندیده بودند . من در همان زمان، آنان را به دو گفت و گوی (فروغ فرخزاد) رجعت داده بودم که گفته بود: « به من چه که شاعر فارسی زبانی کلمۀ(انفجار) را در شعرش نیاورده است . من از صبح تا شب به هرطرف که نگاه می کنم می بینم چیزی منفجر می شود. من وقتی می خواهم شعر بگویم دیگر به خودم که نمی توانم خیانت کنم» تو در همان فضای هول و هراس بی باکانه، فریاد می زدی."

ای مرد!

در سیاهی چشمان مست تو، صدها هزار شام بهاری پنهان شده .....

آن لحظه یی که جان من و تو در هم نهان شوند

وین جسم های غمکش و افسرده و کهن

با این همه هوس، با این همه نیاز، محو زمان شوند

من عشق را برای تو تکرار می کنم

کابل، ١٩٧١

هما طرزی

هما طرزی

شعر مرگ مادر او در سال ۱۹۷۰ برنده جایزه اول ادبی در دانشگاه کابل گردید که تا کنون بار ها به چاپ رسیده است.

مرگ مادر

فغان که مرگ تو روز خوشم سیه کرده ست

گل جوانی من پر پر و تبه کرده ست

خراب گشت و بهم ریخت کاخ امیّدم

که غم به کلبه ی دل همچو سیل ره کرده ست

چه گویمت که ز مرگ تو بر سرم چه گذشت؟

ببین، که دخترت اکنون اسیر ماتم شد

ز آه سینه ی پرسوز، شام شد سحرم

که درد و زخم دلم بی‌ دوا ، مرهم شد

چه بود مادر من ؟ رونق جوانی من

نوازش و سخنش، عشق و کامرانی من

عتاب او شرر خارهای بلهوسی

نگاه او گل باغ غم نهانی من

ولی‌ گذشت دریغا، و پر ز اشک گذشت

براه تیره ی غم چشم انتظار مرا

ز مرگ خویش شکست او پر "هما"یش را

به باد حادثه بسپرد اختیار مرا

  • 16x9 Image

    لیلما حبیب عظیمی

     

    لیلما حبیب عظیمی از سال ۱۹۸۰ میلادی بدینسو با رسانه های مختلف به صفت گوینده ،گزارشگر،ویراستار و ویرایشگرتصویر ایفای وظیفه نموده  وازسال ۲۰۰۶ میلادی در بخش دری تلویزیون آشنا صدای امریکا مصروف کار است.

     

XS
SM
MD
LG