لینک های دسترسی

مشقت زندگی هزاره‌ های افغان در اندونیزیا


مفهوم زندگی در مهاجرت در بسیاری از جوامع با فقر، فشار و سایر مشکلات مترادف است.

اما واقعیت زندگی بسیاری از پناهندگان، بی حوصله گی و خستگی روزمره به خاطر بی سرنوشتی در یک کشور بیگانه می باشد.

هزاره های که برای یافتن یک محل امن به خاطر زندگی و فرار از خشونت ها از افغانستان فرار کرده و به اندونیزیا آمده اند، حال با همچو حالتی مواجه می باشند.

هزاره های مقیم در جاوای غربی که بی سرنوشتی شان از ماه ها به سالها به درازا کشانیده شده است، نه می توانند کار کنند، نه می توانند به مکتب بروند و نه می توانند سفر کنند.

حکومت اندونیزیا مهاجرین را به رسمیت نمی شناسد و به همین علت به آنان توجه نمی کند.

این مهاجرین منتظر اند تا در فهرست طویل و نیمه کاره اداره مهاجرت ملل متحد برای اسکان مجدد به کشور های مانند آلمان و یا امریکا منتقل شوند.

شمار مهاجرین هزاره در شهرک کوچک «سیسروه» در نزدیکی بوگور زیاد است. صد ها تن از این مهاجرین برای فرار از خشونت در افغانستان، پاکستان و ایران طی پنج سال اخیر از طریق هوا و بحر خود را به اندونیزیا رسانیده اند.

در ابتدا اندونیزیا به عنوان کشوری برای یک توقف کوتاه در مسیر رفتن به آسترالیا پنداشته میشد اما پس از سرکوبی پناهجویانی که از طریق بحر وارد آن کشور میشدند، حال اندونیزیا مبدل به یک برزخ شده است.

هزاره ها به خاطر اقلیم بهتر سیسروه این شهرک را برای اقامت انتخاب کرده اند زیرا در دامنه کوه جاوا موقعیت داشته و هوای آن سرد تر و بیشتر قابل تحمل است.

در ضمن مهاجرین می توانند خانه های ارزان تر را به تناسب اپارتمان های کوچک در جاکارتا کرایه کنند.

مرکز آموزشی مهاجرین

هزاره های مهاجر در اندونیزیا بعد از انتظار طویل شان در سال ۲۰۱۴ یک مکتب موقت را برای آموزش اطفال شان ایجاد کردند که به نام مرکز آموزشی مهاجرین یا (RLC) یاد میشود.

یک صنف که در ابتدا به صورت غیر رسمی شروع به کار کرده بود، حال به شش صنف برای اطفال و بزرگسالان توسعه یافته و شامل یک کتابخانه، صنوف آموزش لسان انگلیسی و حتی یک لیگ فوتسال میباشد.

اسد شادان، موسس این مرکز آموزشی می گوید که طی شش ماه ۱۰۰ طفل در این مکتب شامل شد و حال شمار دانش آموزان به ۲۰۰ طفل و شمار معلم ها به ۱۶ نفر می رسد.

هر چند زبان مادری هزاره ها دری است اما اکثریت آنان به شمول کودکان انگلیسی فصیح صحبت می کنند.

تیم فوتسال

این مکتب دو تیم فوتسال برای پسران و یک تیم فوتسال برای دختران دارد. در تیم دختران حدود ۲۰ بازیکن شامل است که بین سنین ۱۲ تا ۲۰ می باشند.

مدیحه علی، بازیکن ۱۷ ساله این تیم که از شهر کویته پاکستان آمده است گفت: "جامعه ما در داخل کشورم بسیار محافظه کار بود به ویژه جامعه هزاره. دختران اجازه نداشتند فوتبال و یا کدام ورزش دیگر را بازی کنند."

مدیحه که در مرکز آموزش مهاجرین ریاضی درس می دهد یک داستان از خاطرات و تجارب خود را هم نوشته کرده است. او می گوید ورزش فوتسال یک سرگرمی بسیار خوب برایش می باشد.

مدیحه گفت: "فوتسال را دوست دارم و این بازی برایم یک عشق است زیرا نه تنها برایم یک ورزش می باشد بلکه برای وقت گذرانی و فراموش کردن نگرانی ها و اضطراب هم بسیار خوب است."

عاطفه ضمیری ۱۷ سال عمر دارد و از افغانستان است. او به صدای امریکا گفت: "​ما واقعاً به این استراحت دماغی نیاز داریم و این ورزش احساسات و مغز ما را آرامش می بخشد."

مصارف مرکز آموزشی مهاجرین

اسد شادان رهبری یک کمپاین سرمایه گذاری را برای تامین مصارف مرکز آموزش مهاجرین به راه انداخته است چون مهاجرین اجازه کار در اندونیزیا را ندارند تا مصارف مکتب را بپردازند.

تا حال مصارف این مکتب و برنامه های آموزشی آن توسط اعانه دهندگان تامین شده است. آقای شادان می گوید که حکومت اندونیزیا با آنان طوری رفتار می کند انگار که مهاجرین وجود ندارند.

آقای شادان در افغانستان برای یک نهاد پژوهشی آسترالیایی کار می کرد اما بعد از آن که طالبان او را به جاسوسی متهم نموده و والدین و خانمش را تهدید کردند، در سال ۲۰۱۴ جاغوری را ترک کرد.

او از کابل به دهلی جدید، بعد به مالیزیا و در نهایت به اندونیزیا رفت. شادان خانم حامله اش را در افغانستان رها کرده و با پسر دو ساله اش فقط از طریق دیدن عکس های او آشنا می باشد.

آقای شادان گفت که دلیل گشایش مرکز آموزشی این بود تا اطفال مهاجرین حد اقل یک لسان خارجی و مهارت های لازم را بیاموزند و وقت شان هدر نرود.

گزارش: رویترز

برگردان: ژیلا سمیعی

XS
SM
MD
LG