لینک های دسترسی

موافقتنامۀ بن در دسمبر ۲۰۰۱ ارادۀ جامعۀ جهانی را برای پایان بخشیدن جنگ غم انگیز و ترویج مصالحۀ ملی، صلح و ثبات پایدار و احترام به حقوق بشر در افغانستان اعلام کرد.

با گذشت بیشتر از یک دهه، افغانستان هنوز هم با چالش های بزرگی دست و گریبان است. هرچند دسترسی به خدمات صحی و آموزشی بهبود یافته است، حکومت مرکزی در کابل به پیمانۀ زیاد آلوده به فساد و عاری از قابلیت برای ادارۀ کشور باقی مانده است.

از سوی دیگر نیرو های امنیتی افغان به پیمانۀ زیاد مرتکب بدرفتاری شده و دستخوش انقسام های درونی گردیده است. طالبان افغان و سایر گروه های شورشی هنوز هم به مثابۀ تهدید بزرگی برای افغانستان پنداشته می شوند.

ماموریت ساختن یک دولت کارآ در افغانستان و زدودن تندروان بومی، به یک مبارزۀ پرخرچ و زمانگیر با درگیر شدن شمار بیش از حد نیرو مبدل شد، در حالیکه هدف ایالات متحده از جنگ در افغانستان مبارزه با دهشت افگنی یا روشن تر، از کار انداختن القاعده و توبیخ طالبان بود.

چه نا درستی در کار بود؟ آیا قانون گذاران امریکایی در پاییز ۲۰۰۱ کدام کاری را به گونۀ متفاوت انجام دادند؟ آیا مقام های ایالات متحده این ماموریت را به سمت پیمان بزرگ بازسازی مدنی و مساعدت های درازمدت انکشافی جهت دادند؟ آیا نمی شد که ایالات متحده بدون حضور گسترده برای ملت سازی، به هدف امحای القاعده دست می یافت؟

آزمون های بزرگ

راجیف چندراس کرن، گزارشگر ارشد و ویراستار در روزنامۀ واشنگتن پست و نویسندۀ کتاب "جنگ در درون جنگ برای افغانستان" حکومات کابل و واشنگتن را شریک وضعیت موجود در افغانستان می داند. او می گوید که یکی از عوامل عمدۀ مشکلات در افغانستان قانون اساسی آن کشور است که همه صلاحیت ها را در اختیار رئیس جمهور قرار می دهد.

آقای چندراس کرن اضافه می کند که ایالات متحده به زعم خود شریک وضعیت کنونی در افغانستان است، زیرا می توانست با نفوذی که در آن زمان داشت افغان ها به تغییر و تعدیل قانون اساسی کنونی آن کشور وادار سازد و یک قانون حامی حکومت غیر مرکزی را جاگزین آن کند.

آقای چندراس کرن به روز های نخست جنگ در سال ۲۰۰۲ اشاره می کند که در آن زمان حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان خواستار افزایش شمار نیرو های ناتو در ولایت های افغانستان شد تا از آن طریق حکومت بر نفوذ جنگ سالاران که "دومین تهدید امنیتی تلقی می شوند" چیره شود و یک حکومت تکنوکرات و فن سالار به میان آید.

اما به گفتۀ این کارشناس امریکایی، مقام های دفاعی ایالات متحده در آن زمان پاسخ منفی دادند و این امر سبب شد تا آقای کرزی با یک روش محافظه کارانه با جنگ سالاران از در سازش پیش آید و اندیشۀ ایجاد حکومات محلی و پیوند آن با یک حکومت مرکزی به سطح ملی را که از خواسته های امریکا بود، از ریشه قطع کند.

او می افزاید که در بخش مساعدت های ملکی، ایالات متحده بیشتر از ظرفیت جذب افغانستان، کمک های مادی را به آن کشور سرازیر ساخت، اقدامی که به گفتۀ وی دامنۀ فساد را گسترده تر ساخت.

اما جیمز دبینس، رئیس مرکز امنیت بین المللی و سیاست دفاعی در نهاد پژوهشی رند و نمایندۀ ایالات متحده در کنفرانس نخست بن برای افغانستان با نگاه کاملاً متفاوت می گوید که ایالات متحده منابع ناکافی را برای افغانستان اختصاص داد. او اضافه می کند که پس از سال ۱۹۴۵ ایالات متحده کمترین سویۀ منابع را برای بازسازی پس از جنگ، به افغانستان اختصاص داده است.

تکرار تجارب ناکام

آقای دبینس می گوید که وضعیت کنونی افغانستان را نباید با آرزومندی ها بلکه با آنچه مقایسه کرد که یازده سال پیش جریان داشت. اما او نیز وجود کنش های نادرست را تایید کرده می گوید که با وصف تجارب ناکام ایالات متحده در زمینۀ ملت سازی به گونۀ مثال در سومالیا، ویتنام و بوسنیا این اشتباه بار دیگر در افغانستان تکرار می گردد.

از رهگذر ستراتیژی، دبینس در حاشیه قرار گرفتن کشور های همسایه را نیز به عنوان سدی بر سر راه تلاش های ایالات متحده در افغانستان تلقی می کند. او استدلال می کند که باید کشور های همسایه نه تنها در بخش حفظ صلح بلکه در جنبه های سیاسی نیز دخیل ساخته می شد.

آقای دبینس اضافه می کند که در سالهای نخست، پاکستان از پشتیبانی طالبان دست کشید و ایران نیز در ائتلاف جهانی از در همکاری با افغانستان پیش آمد، اما به باور وی سیاست های نادرست ایالات متحده سبب شد تا پاکستان دوباره حامی طالبان شود و همکاری تهران با جامعۀ جهانی برای ایجاد صلح و ثبات در افغانستان رنگ ببازد.

جیمز دبینس می گوید که دلیل عدم ازیاد نیرو های در سالیان نخست جنگ این بود که واشنگتن می خواست با حضور کمتر نظامی، خود افغان ها را به تحرک انداخته و سبب شود تا آنها به زودی به مرز خود کفایی برسند.

جیان جنتایل، افسر ارتش ایالات متحده و آموزگار در اکادمی نظامی وست پاینت امریکا می گوید که دلیل دخالت ایالات متحده در جنگ افغانستان که همانا مبارزه با دهشت افگنی بود، از آغاز روشن بود. به باور این نظامی، ستراتیژی ایالات متحده در نفس خود مشکل بزرگی نداشت، اما مشکل عمده روشی بود که با آن جنگ به پیش رفت و تلاش ها در جهت ملت سازی سوق یافت.

این همه چالش در حالی وجود دارد که افغانستان در آستانۀ دو روند عمدۀ انتقال قرار دارد. یکی انتقال کامل امنیتی از نیرو های بین المللی به سربازان افغان و دوم انتقال سیاسی از حکومت کرزی به حکومتی که انتخابات سال ۲۰۱۴ آن را مشخص خواهد ساخت.
  • 16x9 Image

    نجیب الله احمدیار - واشنگتن

    نجیب الله احمدیار کار با رسانه ها را در سال ۲۰۰۱ میلادی آغاز کرد و از سال ۲۰۰۹ به اینسو در بخش دری صدای امریکا به صفت ویراستار، خبرنگار و مجری برنامه های رادیویی و تلویزیونی کار می کند.

XS
SM
MD
LG