لینک های دسترسی

فشار روانی و گرسنگی دوامدار عوامل سرطان شش و کولون


سرطان های ناحیۀ کولون و معقد

یک تحقیق تازه که روز دوشنبه به نشر رسید نشان می دهد، آنعده افرادیکه متحمل گرسنگی، بردگی و سؤرفتار جسمانی و عاطفی شده اند، با خطر ابتلا به سرطان به ویژه سرطان ریه (شش ها) و کولوریکتل یا (کولون – معقد) مواجه می باشند.

این تحقیق کنندگان در 45 سال اخیر اسناد ۱۵۲ هزار یهودی را تحت مطالعه قرار داده اند که از قتل عام نازی های آلمان در جنگ دوم جهانی زنده مانده و در جریان اسارت با گرسنگی و سورفتار جسمانی و عاطفی مواجه شده بودند.

آنان اسناد افرادی را که غرامت خسارات خود را به دست آورده بودند با افرادیکه درخواست پرداخت غرامت شان رد شده بود، مقایسه کرده اند.

آنعده افرادیکه غرامت خسارات جنگی شان رد شده بود، کسانی بودند که در جریان جنگ دستگیر شده بودند اما برای مدت کوتاه یا اصلاً در محلۀ یهودی نشین و یا کمپ کار اجباری نگهداری نشده و کسانی که با حد اقل معلولیت زنده مانده اند.

بیماری سرطان، ۲۲ درصد در نزد آنانی تشخیص شده که غرامت جنگی به دست آورده اند و ۱۶ درصد هم در نزد کسانیکه غرامت حاصل نکرده اند.

بیشترین تفاوت در بخش سرطان های کولون و شش قابل توجه بود. آنعده افرادیکه غرامت به دست آورده بودند در مقایسه با آنانیکه غرامت به دست نیاورده بودند؛ پس از مشخص ساختن سن، جنس و کشور اصلی شان، ۳۷ درصد بیشتر به خطر ابتلا به سرطان ریه و ۱۲ درصد بیشتر به سرطان کولون – معقد یا کولوریکتل مواجه بودند.

عوامل بالقوه

الکترا پاسکیت، متخصص بیماری های سرطان در پوهنتون کولمبوس اوهایو می گوید "این مطالعه نشان می دهد که فشار های بیرونی و خارجی می تواند عامل ایجاد سرطان در بدن باشد." پاسکیت تاکید می ورزد که واقعاً "فشار روانی می تواند عامل بیماری در زیر جلد شما باشد."

این تحقیق همچنان دریافت که خطر ابتلا به سرطان نزد افرادیکه امروز زنده اند و در کشور های اشغال شدۀ نازی های آلمان متولد شده اند، در مقایسه با آنانیکه در سایر کشور ها تولد شده اند، "بیشتر" می باشد.

داکتر سیگال سادیسکی، مولف این تحقیق در اسراییل می گوید که زنده مانده ها از هالوکاست عوامل بی شمار بالقوۀ خطر ابتلا به سرطان را به شمول بیماری های ساری، گرسنگی های شدید و درازمدت، فشار های دماغی، سواستفاده های جسمانی و ازدحام، تجربه کرده اند.

این پژوهش عوال افزایش خطر ابتلا به سرطان را توضیح نداده است اما سادیسکی در بارۀ دلیل افزایش سرطان شش در میان افرادیکه از قتل عام یهودیان زنده مانده و غرامت دریافت کرده اند می گوید "فکر می کنم خطر ابتلا به سرطان شش ها، ناشی از عامل غیر مستقیم و ثانوی می باشد."

این داکتر اسراییلی می گوید "فشار روانی؛ ممکن افرادیکه از هالوکاست زنده مانده اند، سگرت زیادتر کشیده باشند و عادات زندگی را که برای انسان ها مساعد و خوب نمی باشد، تجربه کرده باشند."

تحقیقات پیشین دریافته بود که فاقگی یا گرسنگی از ابتلا به سرطان کولون جلوگیری می کند. اما فاقگی های درازمدت و عدم دسترسی به تمام ویتامین ها و مواد مغذی، آنچنانیکه این افراد باآن مواجه بوده اند، ممکن تاثیرات متفاوت داشته باشد."

یک نظریۀ دیگر که می تواند بدیل افزایش میزان ابتلا به سرطان کولون باشد اینست که افراد زنده مانده از هالوکاست به خاطر مواجه شدن با فقدان مواد غذایی، بعداً برایشان مقادیر زیاد مواد غذایی داده شده است.

یک تحقیق گذشته نیز افزایش خطر ابتلا به سرطان را به ویژه سرطان کولون – معقد و سرطان شش ها را در میان یهودیانی دریافته بود که از هالوکاست جان سالم به در برده بودند. آن تحقیق همچنان از افزایش خطر سرطان سینه (ثدیه) در نزد زنان گزارش داده بود.

اما تحقیق تازه هیچ نوع افزایش خطر ایجاد سرطان سینه یا هم مربوط به زنان را در نزد افرادی زنده مانده از هالوکاست، نشان نداده است.

توقف قاعدگی – جلوگیری از سرطان

یک تحقیق دیگر نشان داده است که تقریباً ۹۵ درصد زنان یهودی که در جریان جنگ دوم جهانی، در کمپ های کار اجباری نگهداری شده بودند، با "توقف عادت ماهوار" مواجه شده اند.

مولف این تحقیق می نگارد " توقف قاعدگی یا عادت ماهوار، ظاهراً مانع ابتلا زنان به سرطان سینه می شود. به درازا کشیدن عادت ماهوار در نزد زنان، ظاهراً بیشتر به سرطان های مرتبط به هورمون ها مثل سرطان ثدیه می انجامد."

در سرمقالۀ تحقیق خود، داکتر پاسکیت و همکاران وی "خط موازی" را میان افرادیکه مشکلات هالوکاست را متحمل شده و امروز زنده اند و گروه های اقلیت های نژادی فقیر در ایالات متحده ترسیم کرده اند.

پاسکیت می گوید "هر دو گروه با فشار های روانی، کمبود مواد غذایی، ناامنی مسکن، تبعیض و از دست دادن قدرت و نیرو، یا دیروز مواجه بوده اند یا امروز با آن موجه اند."

خانم پاسکیت می افزاید " امروز می توانیم در بارۀ آنانی عمیقاً فکر کنیم که در مناطق شهری و یا دورافتاده با مشکلات مسکن زندگی می کنند، از مواد مخدر استفاده می نمایند، بیکار اند و یا درآمد کمتر دارند، در افزایش خشونت ها سهم می گیرند، با کمبود مواد غذایی خوب و صحی مواجه اند و حتی آن افرادیکه ذریعۀ مشاغل بزرگ باعث آلودگی محیط زیست می شوند."

پاسکیت تاکید کرد که به افرادی نیاز داریم تا به آن اجتماعات بروند و با افرادی که در آنجا زندگی می کنند کار کنند و ستراتیژی ها و راه حل های را شکل دهند که بتوانند آن افراد خود را کمک کنند."

XS
SM
MD
LG