یک نظامی پیشین افغانستان و دو منتقد طالبان از بازداشت، شکنجه، تهدید و فشارهای روانی در زندانهای این گروه روایت میکنند؛ تجربههایی که به گفتۀ آنان، حتا پس از آزادی نیز زندگیشان را تحت تاثیر قرار داده است.
برای محمد (نام مستعار)، نظامی پیشین اردوی ملی افغانستان، رهایی از زندان طالبان به معنای پایان ترس نبود. او که برای نجات جانش به ایران پناه برده بود، پس از اخراج اجباری به افغانستان بازگردانده شد؛ جایی که به گفتۀ خودش، طالبان بازداشت و شکنجهاش کردند. محمد پس از آزادی بار دیگر به ایران گریخت، اما اکنون بدون اقامت قانونی و با نگرانی از اخراج دوباره، روزگار میگذراند.
سرگذشت محمد تنها یکی از روایتهای بازداشتشدگان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان است؛ کسانی که میگویند آثار شکنجه، تهدید و محرومیت از آزادی، حتا پس از گشوده شدن دروازههای زندان نیز از زندگی آنان بیرون نرفته است.
محمد که به دلیل نگرانیهای امنیتی نخواست نام اصلیاش در گزارش گرفته شود، در گفتگو با صدای امریکا گفت که پیش از سقوط جمهوریت در صفوف اردوی ملی افغانستان خدمت میکرد. با بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، او نیز مانند شماری از نظامیان حکومت پیشین، نگران بازداشت و انتقامجویی شد.
محمد برای فرار از تهدیدها به ایران رفت، اما پس از اخراج اجباری از آن کشور و بازگشت به افغانستان، به گفتۀ خودش، به دست طالبان بازداشت شد.
محمد میگوید که در جریان بازداشت شکنجه شد و پس از رهایی، برای دومین بار راه فرار به ایران را در پیش گرفت؛ کشوری که اکنون نیز در آن احساس امنیت نمیکند.
او میگوید که نگرانی از بازداشت دوباره در افغانستان و احتمال اخراج از ایران، او را در وضعیتی قرار داده که نه میتواند به کشورش بازگردد و نه برای آیندهاش تصمیم بگیرد.
محمد در توصیف وضعیت کنونیاش گفت: "دیگر نمیدانیم که تا چه وقت اینجا میمانیم... آیا ما رد مرز خواهیم شد یا نه، گیر پولیس ایران خواهیم افتاد یا نه... و بین مرگ و زندگی فعلاً زندگی میکنیم."
او میگوید که تهدید علیه نظامیان پیشین، بهویژه کسانی که در بخشهای امنیتی و استخباراتی نظام جمهوریت فعالیت داشتهاند، همچنان نگرانی جدی برای او و دیگر همکاران پیشیناش است.
از نوشتههای فیسبوکی تا دوسیۀ استخبارات؛ روایت خالد قادری
بازداشت و زندانی شدن در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، تنها به نظامیان پیشین محدود نمانده است. شماری از شاعران، نویسندگان، فعالان مدنی و منتقدان حکومت و رویکرد سختگیرانۀ طالبان، نیز از تجربههای مشابه سخن میگویند.
KHALID QADERI
خالد قادری، شاعر و نویسندۀ افغان که مدتی را در زندان طالبان سپری کرده است، در گفتگو با صدای امریکا گفت که هنگام بازداشت، ماموران استخبارات طالبان دلیل مشخصی به او ارایه نکردند و تنها از وی خواستند برای پاسخ دادن به چند پرسش همراه آنان برود.
اما آنچه در بازداشتگاه انتظارش را میکشید، به گفتۀ او، فراتر از یک بازجویی معمولی بود.
قادری میگوید که پس از انتقال به ادارۀ استخبارات طالبان پی برد که نوشتههای انتقادی او در فیسبوک و حتا گفتگوهای خصوصیاش در جمع دوستان، جمعآوری و به عنوان اسناد اتهام علیه او استفاده شدهاند.
او گفت: "آنجا متوجه شدم که تمام پستهای فیسبوکی من که به نوعی علیه طالبان نوشته بودم و مجموعهای از صداهای من که در درون یک جمع به شدت خودمانی علیه طالبان حرف زده بودم، اینها دوسیه شده علیه من و عنوان دوسیه هم شده تبلیغ علیه نظام."
به روایت قادری، ماموران استخبارات طالبان در بازداشتگاه هرات او را با روشهای مختلف، از جمله ریختن آب بر صورت و لتوکوب با پیپ، شکنجه کردند.
اما در کنار درد جسمی و فشارهای روانی، یکی از تلخترین بخشهای این تجربه برای او، بیخبری خانوادهاش از سرنوشت وی بود.
قادری میگوید که پدرش در روزهای بازداشت، در برابر ساختمان استخبارات طالبان انتظار میکشید؛ بیآنکه کسی به او بگوید فرزندش زنده است یا نه.
به گفتۀ او، پس از حدود دو هفته بازداشت، محکمۀ طالبان وی را به یک سال حبس محکوم کرد.
قادری که پس از آزادی ناگزیر به ترک افغانستان شد، میگوید که فضای حاکم بر کشور، منتقدان طالبان را در برابر دو انتخاب دشوار قرار داده بود: خاموشی یا ترک وطن.
او میگوید: "یا باید ساکت میشدیم یا باید کشور را ترک میکردیم و من مشخصاً برگزیدم که کشور را ترک کنم که حداقل ساکت نباشم."
رسول پارسی: روایتهای تکاندهنده از شکنجۀ زندانیان شنیدهام
رسول پارسی، کنشگر اجتماعی و یکی دیگر از زندانیان پیشین طالبان، نیز از تجربۀ بازداشت و فشار بر مخالفان فکری این گروه سخن میگوید.
RASOOL PARSI
پارسی که به گفتۀ خودش در پنجم مارچ ۲۰۲۳ بازداشت شد، میگوید که یک هفته را در حبس انفرادی و شش ماه را در نظارتخانۀ ریاست صفر چهل استخبارات طالبان سپری کرد.
او میگوید که پس از هشت ماه، محکمۀ طالبان وی را به ۱۶ ماه زندان محکوم کرد.
پارسی در گفتگو با صدای امریکا گفت که در دوران زندان، روایتهای دردناکی از دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی شنیده است.
او گفت: "روایتهای بسیار تکاندهنده از زندانیان شنیدیم؛ از زندانیان سیاسی، از زندانیان عقیدتی، از مخالفان فکری طالبان که به صورت فجیعی طالبان مخالفان فکری خود را مورد توهین و تحقیر و آزار و شکنجه قرار میدهند.»
به گفتۀ پارسی، پیامدهای بازداشت تنها متوجه زندانیان نیست، بلکه خانوادههای آنان نیز با فشارهای روانی و بلاتکلیفی روبهرو میشوند.
او میگوید که خانوادههایی که برای یافتن خبری از عزیزانشان به ادارات استخبارات و زندانها مراجعه میکنند، در بسیاری موارد به جای دریافت پاسخ روشن، با تحقیر و بیخبری مواجه میشوند.
برای این خانوادهها، ندانستن اینکه عزیزانشان در کجا نگهداری میشوند و آیا زندهاند یا نه، خود به رنج طولانی تبدیل میشود.
گزارشهای سازمان ملل متحد از بازداشتهای خودسرانه و بدرفتاری
روایتهای این سه زندانی پیشین در حالی مطرح میشود که هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارشهای خود موارد متعدد بازداشت خودسرانه و بدرفتاری با شهروندان را مستند کرده است.
AFGHANISTAN-TALIBAN/PRISON
بر اساس تازهترین گزارش یوناما که در متن این گزارش مورد استناد قرار گرفته، از اول جولای تا ۳۰ سپتمبر ۲۰۲۶، کم از کم ۴۴۳ مورد بازداشت و توقیف خودسرانه و ۹۷ مورد بدرفتاری ماموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان با زنان و مردان افغان مستند شده است.
همچنین یوناما در گزارشی که در سپتمبر ۲۰۲۳ منتشر کرد، بیش از ۱۶۰۰ مورد نقض حقوق بشر را در جریان بازداشت و نگهداری افراد در افغانستان ثبت کرده بود که نزدیک به نیمی از آنها شامل شکنجه و بدرفتاری میشد.
طالبان پیش از این ادعاهای شکنجه در زندانها را رد کرده و بارها بر اجرای فرمان عفو عمومی برای کارمندان و نظامیان حکومت پیشین تاکید کردهاند.
با این حال، روایتهای محمد، خالد قادری و رسول پارسی، تصویر متفاوت از وضعیت کسانی ارایه میکند که میگویند به دلیل پیشینۀ نظامی یا دیدگاههای انتقادیشان بازداشت شدهاند.
آزادی از زندان؛ اما نه رهایی از ترس
برای محمد، زندگی پس از زندان در کشوری دیگر و بدون مدارک قانونی اقامت ادامه دارد؛ زندگیای که هر لحظه ممکن است با بازداشت یا اخراج اجباری دوباره دگرگون شود.
برای خالد قادری، بهای ادامه دادن به بیان دیدگاههایش، ترک افغانستان بوده است؛ کشوری که به گفتۀ او، دیگر نمیتوانست بدون خاموش کردن صدای انتقادیاش در آن زندگی کند.
و برای رسول پارسی، خاطرات زندان و روایتهای زندانیان دیگری که از تحقیر و شکنجه سخن میگفتند، بخشی از تجربهای است که همچنان با او باقی مانده است.
AFGHANISTAN-TALIBAN/PRISON
این سه سرگذشت، با وجود تفاوتهایشان، در یک نقطه به هم میرسند: برای کسانی که بازداشت و شکنجه را تجربه کردهاند، خروج از زندان لزوماً به معنای بازگشت به آزادی، امنیت و زندگی عادی نیست.
دروازههای زندان ممکن است به روی آنان گشوده شده باشد، اما ترس از بازداشت دوباره، دوری از وطن، بیسرنوشتی و خاطرات شکنجه، همچنان زندگیشان را در سایۀ خود نگه داشته است.