حل و فصل هشت جنگ، اعمال تعرفههای گسترده، فرماندهی عملیات نظامی بیوقفه در برابر تروریستهای مواد مخدر و ریفورم کمکهای بینالمللی، سال پرکاری را برای دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحدۀ امریکا، رقم زد. با این حال، اولویتهای "امریکا نخست" محور اساسی پالیسی ادارۀ رییس جمهور ترمپ را شکل داده است.
ترمپ در جریان سخنرانی پایان سال خود در هفدهم دسمبر که خلاصهای از دستاوردهای کلیدی سیاست خارجی را ارایه میداد، گفت: "من قدرت امریکا را احیا کردم، هشت جنگ را در ۱۰ ماه حل و فصل کردم، تهدید هستهای ایران را از بین بردم، به جنگ غزه خاتمه بخشیدم و برای اولین بار در سه هزار سال گذشته، صلح را به شرق میانه آورده و آزادی گروگانها، چه زنده و چه مرده، را تضمین کردم."
برجستهترین تلاش ترمپ، تدوین طرح صلح غزه بود که در نهایت منجر به توافق آتشبس اکتوبر در جنگ دو ساله بین اسراییل و گروه تروریستی حماس شد. مرحله اول این توافق در دهم اکتوبر با آتشبس فوری و نامحدودی که توسط اسراییل و حماس پذیرفته شد، آغاز شد. این مرحله مستلزم آن بود که حماس تمام گروگانهایی را که قبل از و در طول حمله اسراییل در سال ۲۰۲۳که آغازگر جنگ بود، در غزه اسیر کرده بود و هنوز در آغاز آتشبس در اسارت داشت، آزاد کند. از میان این ۴۸ گروگان، حماس همه را به جز یک نفر که زنده نیست، آزاد کرده است.
اسراییل اجازه ورود کمکهای بیشتر به غزه را داد، ۲۰۰۰ زندانی فلسطینی را که به دلیل جرایم امنیتی بازداشت کرده بود آزاد کرد و اجساد صدها فلسطینی را در برابر آزادی گروگانها بازگرداند. مرحله دوم این طرح که هنوز زیر کار است، شامل ایجاد هیات صلح برای توسعه مجدد غزه پس از جنگ، استقرار یک نیروی بینالمللی برای تامین ثبات و خلع سلاح گروه تروریستی حماس، و تاسیس یک دولت تکنوکرات فلسطینی است که خدمات عمومی روزمره را برای مردم محلی مدیریت کند.
پیش از طرح صلح غزه، ترمپ در هشتم اگست بین آذربایجان و ارمنستان، رقبای دیرینه، و در چهارم دسمبر بین جمهوری دموکراتیک کانگو و رواندا، توافقنامههای صلح را امضا کرد. درگیریها بین این دو کشور بیش از سه دهه ادامه داشت.
توافقنامه صلح آذربایجان و ارمنستان که توسط الهام علیاف، رییس جمهور آذربایجان، و نیکول پاشینیان، صدراعظم ارمنستان، امضا شد، دو طرف را متعهد میکند که برای همیشه هرگونه درگیری را متوقف کنند، تجارت، سفر و روابط دپلوماتیک را آزاد ساخته و به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند.
این روند همچنین شامل پیمانی است که به ایالات متحده حق انحصاری توسعه یک مسیر ترانزیت کلیدی از طریق یک مسیر کوهستانی از قلمرو ارمنستان را میدهد که دو بخش آذربایجان را از هم جدا میکند. توافق "معاهده واشنگتن" که توسط فلیکس تشیسکدی، رییس جمهور جمهوری دموکراتیک کانگو، و همتای رواندای او، پل کاگامه، امضا شد، نیازمند "آتشبس دایمی، خلع سلاح نیروهای غیردولتی، فراهم کردن مقدمات بازگشت پناهندگان به خانههایشان و عدالت و پاسخگویی در مورد کسانی که مرتکب جنایات غیرقانونی شدهاند"میباشد.
رییس جمهور ترمپ که در مرکز ترمپ-کنیدی واشنگتن شاهد امضای این توافقنامه بود، اعلام کرد که ایالات متحده همچنین توافقنامههای دوجانبهای را با طرفین امضا کرده است که "فرصتهای جدیدی را برای دسترسی به مواد معدنی حیاتی فراهم میکند و مزایای اقتصادی را برای همه فراهم میکند." علاوه بر این، ترمپ در درگیریهای بین اسراییل و ایران؛ بین دو قدرت هستهای هند و پاکستان و بین تایلند و کمبودیا میانجیگری کرده است.
تنها جنگ تجاوزگرانۀ روسیه علیه اوکراین باقی میماند، مناقشۀ اصلی که حل آن تاکنون از دست ترمپ خارج شده است. رییس جمهور ترمپ گفته بود که فکر میکند جنگ بین روسیه و اوکراین، "آسانترین" بوده میتواند.
ترمپ در مراسم اهدای مدال در قصر سفید در ۱۵ دسمبر گفت که با پیشرفت مذاکرات استیف ویتکاف، فرستاده ویژه او به همراه دامادش جرد کوشنر، با نمایندگان مسکو و کیف پیرامون یک چارچوب ۲۰ مادهای برای صلح که توسط ایالات متحده تهیه شده است، نیل به یک توافق بین اوکراین و روسیه "نزدیکتر" شده است.
ترمپ پس از دیدار کمسابقه با ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه، در پانزدهم اگست در الاسکا، تلاش برای میانجیگری بین اوکراین و روسیه را آغاز کرد. هر دو رهبر مذاکرات خود را "سازنده" توصیف کردند. ترمپ گفت که متعهد به ختم این درگیری است، درگیریای که به گفته او ماهانه جان ۲۵۰۰۰ تا ۲۷۰۰۰ نفر - عمدتاً سرباز - را گرفته و پوتین اعلام کرده است که میخواهد آن را از طریق یک "توافق گستردهتر" حل و فصل کند. پس از دیدار الاسکا، ترمپ با متحدان اروپایی و دیگر متحدان ناتو و همچنان ولادمیر زیلینسکی، رییس جمهور اوکراین، تماسهای تلیفونی برقرار کرد و از آنان برای حضور در اجلاسی در واشنگتن در ۱۸ اگست دعوت کرد.
ترمپ در این اجلاس گفت که این درگیری میتواند از طریق یک توافق صلح بین اوکراین و روسیه پایان یابد. اما پیشنهاد برگزاری نشست سهجانبه بین رهبران دو کشور متخاصم و ترمپ هنوز محقق نشده است.
ترمپ از تعرفهها استفاده میکند. یکی از اجزای اصلی سیاست خارجی ترمپ، اعمال "تعرفههای متقابل" گسترده بر دهها کشور بوده است.ادارۀ رییس جمهور ترمپ با هدف تغییر تجارت جهانی و ارتقای مشاغل و تولید در ایالات متحده، این کار را انجام داده است.
براساس این پالیسی، ایالات متحده نرخهای تعرفهای ۱۰ تا ۴۱ درصدی را بر واردات از ۲۷ عضو اتحادیه اروپا و دهها کشور و قلمرو دیگر اعمال کرد. به طور جداگانه، حکومت با اقتصادهای صنعتی بزرگ، از جمله کشورهای اتحادیه اروپا، بریتانیا، کوریای جنوبی، جاپان، آسترالیا و سایر کشورهایی که ایالات متحده کسر تجارتی کمی در آنها دارد، قراردادهای تجارتی امضا کرد.
بر اساس این قراردادها، این اقتصادها تعرفههای ۱۰ تا ۱۵ درصدی ایالات متحده بر صادرات خود به ایالات متحده را پذیرفتند. ترمپ گفت که او حتا از تعرفهها برای حل و فصل درگیریهای مسلحانه، از جمله درگیریهای بین کمبودیا و تایلند و بین پاکستان و هند کار گرفته و تهدید کرده است که اگر طرفهای متخاصم با آتشبس توافق نکنند،از ناحیۀ صادرات شان به ایالات متحده متحمل خسارت خواهند شد.
ترمپ در سخنرانی پایان سال خود گفت که ۱۸ تریلیون دالر سرمایهگذاری در ایالات متحده را که بیسابقه بود، به ارمغان آورده است.
ترمپ گفت: "بخش زیادی از این موفقیت از تعرفهها - کلمه مورد علاقه من، تعرفهها - حاصل شده است که برای دهههای متمادی توسط کشورهای دیگر علیه ما با موفقیت استفاده شده است، اما دیگر نه. شرکتها میدانند که اگر در امریکا تولید کنند، هیچ تعرفهای وجود ندارد و به همین دلیل است که آنها با تعداد بیسابقهای به ایالات متحده امریکا برمیگردند. آنها در حال ساخت فابریکه ها و تاسیساتی در سطوحی هستند که ما برای هوش مصنوعی و عراده جات تا کنون ندیدهایم. ما کاری را انجام میدهیم که هیچ کس حتا فکر نمیکرد ممکن باشد، حتا از راه دور هم ممکن نیست. صادقانه بگویم، هرگز چیزی شبیه به این وجود نداشته است."
هاوارد لوتنیک، وزیر تجارت ایالات متحده، در ۲۳ دسمبر گزارش داد که اقتصاد ایالات متحده در سه ماه آخر سال نسبت به سه ماهه قبل ۴.۳ درصد رشد داشته است، تحولی که او آن را به تعرفهها نسبت داد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجۀ ایالات متحده، در ۱۹ دسمبر با تاکید بر موضوعی که از زمان روی کار آمدن ترمپ در سیاست خارجی ایالات متحده محوریت داشته است، گفت: "اصل اساسی سیاست خارجی ما باید منافع ملی ایالات متحده باشد."
او در یک نشست خبری با خبرنگاران گفت: "بنابراین، شما باید اول از همه منافع ملی را تعریف کنید و سپس آن را اعمال کنید. ما آن را اینگونه تعریف کردیم: ما طرفدار سیاستهای خارجی استیم که امریکا را امنتر، قویتر و مرفهتر میکند - امیدوارم هر سه، اما حداقل یکی از آن سه - و سپس لازم است که شما اولویتبندی کنید."
یکی از کاربردهای اصلی این تعریف در ۲۹ اگست رخ داد، زمانی که قصر سفید لغو نزدیک به پنج میلیارد دالر کمک خارجی ایالات متحده و بودجه سازمانهای بینالمللی را اعلام کرد. به گفتۀ قصر سفید، این کمکها ناقض "اولویتهای پالیسی امریکا نخست" ترمپ بودند.
مقامات حکومت رییس جمهور ترمپ گفتند که ادارۀ ایالات متحده برای انکشاف بینالمللی از پول مالیاتدهندگان برای تامین مالی طرحهایی استفاده کرده است که "مغایر با ارزشهای امریکایی بوده و نمایانگر بدترین افراطکاریهای این اداره بودهاست."
در عوض، ادارۀ رییس جمهور ترمپ، در ۱۸ سپتمبر، استراتیژی جدیدی به نام "استراتیژی صحت جهانی امریکا نخست" را پیشکش کرد تا به کشورهای خارجی که دریافتکننده کمکهای ایالات متحده استند، حمایتهای صحی ارایه شود.
حکومت ایالات متحده اعلام کرد که این پالیسی جدید، توافقنامههای دوجانبهای را در اولویت قرار میدهد که ایالات متحده را امنتر، قویتر و مرفهتر میکند و به مخارج بیهود و ناکارآییهای سیستم قبلی پایان میدهد.
ایالات متحده در ۲۲ و ۲۳ دسمبر، از توافقنامههای دوجانبه با ۱۳ کشور افریقایی که قبلاً دریافتکننده این کمکها بودند، خبر داد. این توافقنامهها شامل ۹.۴ میلیارد دالر سرمایهگذاری مستقیم ایالات متحده در این کشورها میشود. قرار است این تعاملات با نزدیک به شش میلیارد دالر سرمایهگذاری مشترک توسط کشورهای دریافتکننده جبران شود.
در مورد سال آینده، استراتیژی امنیت ملی ایالات متحده که در چهارم دسمبر ۲۰۲۵ منتشر شد، منافع اصلی سیاست خارجی حکومت به شمول نیمکره غربی را تشریح میکند که "به اندازه کافی پایدار و به خوبی اداره میشود تا از مهاجرت گسترده به ایالات متحده جلوگیری کرده و مانع آن شود".
این استراتیژی همچنین به دنبال همکاری دولتهای نیمکرۀ غربی، با ایالات متحده علیه تروریستهای مواد مخدر، کارتلها و سایر سازمانهای جنایی فراملی است.
در این سند آمده است که حکومت آنچه را که "نتایج ترمپ" از دکتورین مونرو مینامد، "ارزیابی و اجرا" خواهد کرد، سیاستی که نیمکره غربی را "عاری از تهاجم خصمانه خارجی یا مالکیت داراییهای کلیدی" میکند.
در این استراتیژی آمده است: "ما میخواهیم آسیبهای مداومی را که بازیگران خارجی به اقتصاد امریکا وارد میکنند، متوقف و معکوس کنیم، در عین حال هند و اقیانوس آرام را آزاد و باز نگه داریم، آزادی کشتیرانی را در تمام خطوط دریایی حیاتی حفظ کنیم و زنجیرههای اکمالاتی امن و قابل اعتماد و دسترسی به مواد حیاتی را حفظ کنیم."
این استراتیژی حاکی است که "ما میخواهیم از متحدان خود در حفظ آزادی و امنیت اروپا حمایت کنیم، در عین حال که اعتماد به نفس متمدن و هویت غربی اروپا را احیا میکنیم." از دیگر نکات برجسته این استراتیژی میتوان به جلوگیری از تسلط یک قدرت متخاصم بر شرق میانه، منابع نفت و گاز آن و مناطقی که این منابع از آنها عبور میکنند، ضمن اجتناب از "جنگهای ابدی" و اطمینان از اینکه فناوری و معیارهای ایالات متحده - به ویژه در هوش مصنوعی، بایوتکنالوژی و محاسبات کوانتومی - جهان را به جلو میرانند، اشاره کرد.