لینک های دسترسی

افسر مجروح شده در افغانستان، امروز چپن سفید می پوشد


گالیازی و نامزدش که قرار است سال آینده با هم عروسی کنند.

گریگ گالیازی، محصل سال اول فاکولتۀ طب هاروارد است. او پیش از این، یک تورن نظامی اردوی امریکا بود که در شمال افغانستان ایفای وظیفه می کرد.

گالیازی، درماه می ۲۰۱۱ حین انجام وظیفه با یک ماین جاسازی شده در کنار جاده برخورد می کند و در آن رویداد هر دو پایش را از دست می دهد و بیشتر بخش های دست راستش نیز آسیب می بیند.

این نظامی پیشین اردوی ایالات متحده در صحبتی با شبکۀ خبری "ای بی سی" می گوید، پیش از آنکه مجروح گردد، قرار بود یک ماه بعد به خانه برود.

گریگ که حین صحبت در بارۀ آن روز به گفتۀ خودش "دردناک"، وحشت آن لحظه را به خوبی می شد از چهره اش خواند؛ در دورۀ حضورش در افغانستان ماموریت های زیادی را در نقاط مختلف و دوردست افغانستان انجام داده و با بزرگان قوم و فرماندهان پولیس و اردو در بهتر شدن وضعیت نیرو های امنیتی و حل مشکلات مردم محل، نشست های مختلفی را انجام داده است.

گریگ که تنها محصل طب در میان ۱۷۵ هم صنفی اش در صنف هاروارد است که روی چوکی عرابه دار می نشیند، می گوید "پس از متحمل شدن این همه ضربات جسمانی، ذهنی و روانی، نه تنها می خواستم که یک داکتر طب شوم، بلکه این امر تعهد به خودم را تقویت بخشید."

گالیازی می گوید همواره خواب داکتر شدن را در سر می پروراندم و جراحت بدنی و از دست دادن پاها و معلول شدن دستم، هر گز مرا در تحقق این خواب مانع نشد.

کابوس های وحشتناک

این محصل فاکولتۀ طب هاروارد با به خاطر آوردن لحظۀ مجروح شدنش می گوید "پس از برخورد با ماین، روی زمین افتاده بودم و هیچ کارمند صحی در اطرافم نبود و هیچ دوای تسکین کنندۀ درد هم نداشتم."

او می گوید "تنها کاری که می توانستم انجام دهم چیغ زدن بود. خیلی دشوار است احساسات آن لحظاتم را در واژه ها بیان کنم؛ لحظه یی که یکبارگی دیدم پاهایم دیگر نیستند."

پایگاه تورن گالیازی در منطقۀ دور افتاده در شمال افغانستان موقعیت داشت و چندان امیدوار نبود که هم قطارانش بتوانند برایش کمک های اولیۀ طبی را به موقع برسانند.

گرگ گالیازی می گوید "سرم را به عقب روی زمین گذاشتم و تصور کردم، مرده ام."

او از هوش می رود. اما وقتی چشمانش را باز می کند که سربازان وی به موقع جلو خونریزی پاهایش را گرفته و دستش را هم به گردنش بسته کرده اند.

پس از نیم ساعت او را توسط هلیکوپتر به شفاخانه انتقال دادند؛ اما، به گفتۀ این افسر پیشین اردوی ایالات متحده، "کابوس های وحشتناک، درحقیقت تازه آغاز شد."

گالیازی می گوید که هرگز اراده و تصمیمش را از دست نداد و برای اینکه به گفتۀ خودش شاهد امروز باشد، "بیش از 50 بار عملیات شده، ساعت ها تحت تداوی جسمانی قرار گرفته و ماه های بیشماری را در بستر بیماری شفاخانه" سپری کرده است".

آرزوی چپن سفید

برای اینکه گالیازی بتواند وارد فاکولتۀ طب گردد، باید صنف های بیشماری را سپری می کرد.

این افسر بازنشستۀ اردو می گوید که پس از عملیات و گرفتن دوره های مختلف تداوی جسمانی و روانی و دور شدن اپارات (آلۀ که برای نزدیک ساختن استخوان های شکسته استفاده می شود) از دست راستش، آهسته آهسته انرژی از دست رفته اش را باز یافته و قادر می شود روی چوکی عرابه دار بنشیند.

برای شمولیت در پوهنتون طبی هاروارد، طی دو سال اخیر بیش از ۱۸ صنف مقدماتی طبی را می گیرد و در نهایت می تواند معیار شمولیت به پوهنتون را حاصل کند.

گالیازی تاهنوز تصمیم نگرفته است کدام رشتۀ طبابت را بخواند؛ اما، بیشتر به آموزش مراقبت های اولیه (احتمالاً در میدان جنگ)، متمایل است.

اعضای خانوادۀ گریگ، پدر و مادرش، برادران و برادر زاده هایش
اعضای خانوادۀ گریگ، پدر و مادرش، برادران و برادر زاده هایش

​این افسر پیشین ایالات متحده می گوید که باوجود گزار از این سفر پر خم و پیچ، ناامیدی بر من غلبه نکرد و "جایگاه و وضعیت امروزی من، برایم باور نکردنی است."

بیشتر سربازان و افسران بازنشسته و برگشته از جنگ های افغانستان و عراق، با مشکلات روانی و اضطراب و آشفتگی های ذهنی مواجه بوده اند.

گالیازی می گوید که یک دوره تداوی "روانشناسی عمومی" را گرفته است و امروز همان روانشناس نامزدش است و قرار است سال آینده با او عروسی کند.

گریگ گالیازی، از انسان های که از برهۀ حساس و دشوار زندگی عبور می کنند می خواهد "حوصله مندی اختیار کنند" چرا که به باور وی "شرایط نابسامان و ناهنجار، موقتی است و با تحمل و بردباری به زودی شاهد عبور از آن تنگاه زندگی خواهند بود."

XS
SM
MD
LG