لینک های دسترسی

Breaking News

اسدالله عفیف باختری، شاعر و روزنامه‌نگار افغان شب گذشته درگذشت.

عطا محمد نور، والی بلخ، در صفحه رسمی فیسبوک خود در حالی مرگ آقای باختری را " ضایعه بزرگ" خوانده است که چندی قبل از کارکردهای وی قدردانی به عمل آورد.

عفیف باختری ۵۵ سال زیست و در کنار سرایش شعر، مسوولیت استادی و چند نشریۀ ادبی را نیز در مزار شریف به عهده داشت.

شاعران جوان حوزۀ بلخ باختری را "استاد، پدر شعر و ..." می خواندند. اما عفیف باختری خود می گفت:

از چه خود را پدر شعر جهان پندارم؟

من که زن دارم و بابای دو سه فرزندم

از اسدالله عفیف باختری پنج مجموعۀ شعر به نام های سنگ و ستاره، آواز های خاکستری، با یک پیاله چای چطوری عزیز من؟، آواز های خاکستری، من با زبان دریا و صد غزل به چاپ رسیده است.

عفیف باختری در شهر مزار شریف به دنیا آمده بود و پس از آموزش در لیسۀ باختر مزارشریف روانۀ کابل شد و تحصیل کردۀ رشتۀ زراعت بود.

صالح محمد خلیق، رئیس اطلاعات و فرهنگ بلخ در صفحۀ فیسبوک خود مرگ عفیف باختری را "یک ضایعۀ بزرگ فرهنگی" دانسته نگاشته است که باختری فقید به سمّت‌های معلم در ادارۀ سوادآموزی بلخ، کارمند اداری انجمن نویسنده‌گان بلخ و ادارۀ کُل امور فرهنگی و اجتماعی ولایت های شمالی افغانستان کار کرد و از سال ۱۳۷۷ خورشیدی تا اکنون در بخش فرهنگ و نشرات ادارۀ هلال احمر بلخ ایفای وظیفه می کرد.

نمونۀ از شعر عفیف باختری:

پشت تنهایی من کیست که پنهان شده است
دلم از سایۀ خود نیز گریزان شده است

تازه از آمدنِ سال دو روزی نشده
که سفر کرده پرستو و زمستان شده است

باد، خوابیده ولی راوی بربادی‌هاست
برگِ زردی که رها روی خیابان شده است

پاره پاره دلِ توفان زدۀ غمگینم
گلِ سرخی‌ست که زیرِ لگد تان شده است

بی تو، بی صبحِ تنِ تو، چه حزین می‌سوزد
بر سرِ طاقچه شمعی که فروزان شده است

ردی از سایۀ یک سار در آن پیدا نیست
چقدر پنجره لبریزِ کلاغان شده است

نیش‌خندی ـ چه گزنده ـ به سیه‌کاری ماست
پشتِ لب‌خندم اگر گریه نمایان شده است

جمع کثیری از اهل شعر و ادب در فیسبوک، نیز مرگ عفیف باختری را "ضایعۀ جبران ناپذیر در شعر دری" خوانده اند.

XS
SM
MD
LG